يادداشت ها
آزادي در ايران

شادروان دكتر محمود  افشار ،بنياد گذار مجله ي معروف آينده در شهريور 1326 سفري به امريكا كرد و قصيده ي بلندي به نام «مجسمه ي آزادي » سرود كه در همان ماه نامه ، شماره ي پي در پي 42 ( آبان ماه 1338 )  به چاپ رسيد. اينك ابيات پاياني آن را مي خوانيد :

 

آزادي در ايران  

چو كاخ آزادي شد خراب در ايران

دلم خوش است اين جا با نماي آزادي!

 

به زير ابر سيه از چه باز پوشاندند

چو آفتاب ، رخ دل گشاي آزادي ؟

 

چرا به كشور بيمار ما به بيماران

نمي دهند طبيبان ، دواي آزادي ؟

 

اگر ز دست، حكيمان خود، رها كرديم

مگر خداي دهد مان شفاي آزادي !...

 

بگو به آن كه زر و مال خود، نموده دريغ

نثار مال چه باشد به جاي آزادي ؟!

 

به كشوري كه شناسند قدر و منزلتش

كنند جان و دل خود ، فداي آزادي !

 

بگو به آن كه به آزادگان نموده ستم

روا مدار ستمگر ! جفاي آزادي

 

از آن كه رشد تو و هرچه هست ، ز ازادي ست

نبود آن چه تو كردي، سزاي آزادي !

 

كنون كه دور سياست چو گردش پرگار

ز ما ربوده قرار و بقاي آزادي ،

 

كجاست پاره ي چرميّ و چوبي و عَلمي ؟

كجاست كاوه؟  همان پيشواي آزادي

 

كه تا فروشكند كاخ خود پرستان را

كند به پاي در ايران، لواي آزادي

 

مگر كه مردم ايران ، تمام گنگ و كرند ؟

زديم داد و نيامد نداي آزادي

 

به دشت و دريا، ياوه صدا مكن محمود

كه منعكس ننمايي صداي آزادي

 

مگر كه راهبري ره شناس و دل آگاه

شود به گمراهان ، رهنماي آزادي

 

همان به است كه كوته كني سخن افشار

كه قاصر است زبان در ثناي آزادي

 

در جزيره ي (بدلو) نيويورك، شهريور 1326 گفته شد.