يادداشت ها
دشمني با شاهنامه و فردوسي

شاهنامه ،از آغاز تا پایان و به ویژه افسوس ِ فردوسی از پیروزی عرب ها ، فروپاشی ِ ساسانیان و ویرانی ایران،هرگز خوشایند ِ اندیشه ی بسته ی مؤمنان ِ متعصب نبود و نیست.

حجت الاسلام امام محمد غزالی مؤلف احیای علوم دین و همشهری فردوسی،نوروز را از آثار گبرکان و مجوس ،وخرید و فروش ساز و برگ این جشن را حرام می دانست،تا چه رسد به داستانِ ِ سالاری و سروری" گبرکان" و تاریخ پادشاهی و جهان داری آنان.

در دوران صفویه و پس از آن نیز کسانی همین نغمه را ساز می کردند.در نخستین سال های دوران اخیر ،خود،شاهد همین مخالفت با نوروز و جشن های پیوسته به آن مانند چهارشنبه سوری بوده ایم.همیشه نوعی نفی و انکار تمدن و تاریخ ایران باستان از جانب گروهی از علما تبلیغ می شد که در این میان شاهنامه بیش از هرچیز در معرض بیزاری بود یا دست کم نادیده گرفته می شد.

با وجود پژوهش های ارزشمند صدساله ی اخیر،از سویی، کسانی [...] شاعر را افتخار فرماندهی جنگی می بخشیدند و کسانی دیگرهم امروز می کوشند تا از حکیم ابوالقاسم فردوسی،"شیخ ابوالقاسم" بسازند و یا از سر ِ نادانی و بغض به "میرزا ابوالقاسم" بتازند.

از:ارمغان مور: جستاری در شاهنامه،شاهرخ مسکوب،تهران،نشرنی،چاپ یکم:1384،ص262،پ 1.