يادداشت ها
فحش و تعارف در ايران

 

مرحوم مهندس مهدي بازرگان

در حوالي سال 1328 در حزب ايران، يك سخنراني تحت عنوان «فحش و تعارف در كشور » نمودم. در آن جا انواع فحش هاي متداول را نشان دادم كه زبان فارسي اگر به احاظ علمي و فني و سياسي فقير است، از نظر « فحاشي » از هر زبان ديگر پر مايه تر است. همين طور كه در ميان طبقات پايين فحش رواج دارد، قرينه ي آن در طبقات بالا و در مقام تعارف و تملق حكم فرمايي مي كند. اين دو خصلت، مركب اغراق در منطق ملي ما پيموده و لفظ كلام، مانند چرخي كه در حال حركت سريع از اتومبيل جدا مي شود و به وضع كه در حال حركت سريع از اتومبيل جدا مي شود و وضع خطرناكي راه خود را پيش مي گيرد، به كلي از معاني و مفاهيم خود افتراق و انفكاك يافته ، و ديگر همراه و حامل معنا نمي باشد،به طوري كه مردم براي رساندن مكنونات خود « بغض و نفرت » يا « احترام و محبت » هر كلمه اي را كه به كار مي برند ، مي بينند مانند غذاي بي نمك و بي مزه اثر لازم را در ذائقه ي كرخت شده ي طرف، ظاهر نمي سازد. مجبور مي شوند دايم بر فلفل ، نمك و چاشني غذا بيفزايند و هر دم كلمات و اصطلاحات و مضامين تندتر و از حقيقت دورتر به كار ببرند. همه چيز در ايران به لفظ و اسم مي آيد، ولي قلب معنا مي دهد.

شايد هيچ ملتي در دنيا مانند ما اين اندازه به اصول و مقدسات بي اعتنا نبوده و با حقيقت، شرافت ، وطن ، آزادي ، ملت، حق، ديانت و غيره اين طور بازي نكرده و نمي كنند؛ و تا اين حد خود را به عدم توافق دل و زبان مجاز نمي دانسته و نمي دانند. افراد اروپايي معتدل تر و ملايم تراز ماها مي باشند و از نظر اخلاقي و بدني، سالم تر و در شئون مختلف زندگي ، متحرك تر و شاداب تر و سازنده ترند.

از: حكايت هايي از زندگي مهندس بازرگان، شعبان علي لامعي ، تهران ، قلم ، چ نخست ، 1376 ، صص 85- 86 .