يادداشت ها
شريح قاضي و فتواي قتل امام حسين ( بخش سوم )
اين موضوع تقريبأ دراغلب مآ خذ متأ خرنيزراه يافته است . براي نمونه ، يك مورد نقل مي شود :
« صبح فردا تازه دميده بود كه شاهد هزاران سوار مسلحي شد كه پيوسته ازخارج شهر به داخل مي آمدند ، به سوي دارالاماره روان بودند. همه نام هاني را برلب داشتند واو را مي خواستند. عبيد الله كه براي چنين قيامي خود را حاضر نكرده بود ، مي ديد كه عده ي سواران عشاير قبيله ي مذحج هردم بيش تر مي شوند. ازشريح قاضي خواست كه به ميان آن ها برود و آن ها را ازهيجان وطغيان وشمشير كشي بازشان دارد . شريح با زبان خود ، وعمال لشكري وكشوري عبيدالله با زروزوري كه عبيدالله دراختيارشان گذاشته بود ، درميان مردم رفتند وبدان ها وانمود كردند كه هاني درخدمت اميراست ومشغول گفت وگو ي با اوست وسواران قبيله مي توانند نماينده ي خود را به داخل دارالاماره بفرستند واو را به چشم خود ببيند .»
( زندگاني امام حسين ، زين العابدين رهنما ، تهران ، اميركبير، چاپ دهم : 1358 ، ص 308 )

سوم ، مورد پنهان شدن طفلان مسلم در منزل شريح است . لطفأ بخوانيد :
« درروضة الشهدا ء مي نويسد ، مسلم دو فرزند به نام محمد وابراهيم داشت كه درمنزل شريح قاضي دراين غوغاي خونين پنهان شدند وپس ازشهادت مسلم ، يكي ازغلامان ابن زياد ازآن ها اطلاع يافت وآن هارا دستگير كرده ، هردورا درنهايت قساوت به شهادت رسانيد [...] . ( روضة الشهدا ء به نقل ازحبيب السير ،ج 3 ، ص 16 ) » . زندگاني حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام سيد الشهدا ء ، اقتباس ونگارش : عمادالدين حسين اصفهاني ( عماد زاده ) ، تهران ، شركت سهامي طبع كتاب ، 1333 ش ، ج1 ، ص 278 .

و چهارم ، كه موضوع اصلي سخن ماست ، فتواي عجيب وغريب او مبني برروا بودن كشتن حسين بن علي ست . اكنون چند منبعي را كه دراين باره يافته ام ، با نقل مطلب آن ها مي آورم .
ادامه دارد...