يادداشت ها
زمزم ، سراب شد

 

عبدالكريم اميري فيروزكوهي (شاعر معاصر )

 

يا رب، چه شد كه خانه ي طاعت خراب شد؟

كعبه، مقام ِ بت شد و زمزم ، سراب شد؟

 

يك اصل بر طبيعت ِ خود ، مستقر نماند

گويي كه سراسر كون، انقلاب شد

 

يك جو ز هفت خوان ِ فلك بود روزي ام

وان نيز در كشاكش ِ اين آسياب، شد

 

آن را كه دون ِ عامي ِ نادان ، خطاب بود

امروز ، مير ِعارف ِ دانا خطاب شد

 

نقشي كه از فضايل آبا به جاي بود

امروز از رذايل ابنا بر آب شد

 

زين پيش، ظلم و كينه و عدوان ، گناه بود

امروز ، ظلم و كينه و عدوان ، ثواب شد

 

ايام عمر ما، همه از مهد تا به لحْد

اندوه شد، منازعه شد ، اضطراب شد

 

از : نسخه اي خطي از سفينه ي فرخ