يادداشت ها
رفتاري از ميرزا کوچک خان


رفتاری که میرزا کوچک در حق 36 نفرصاحب منصبان (آتریاد گیلان که اسیر قوای انقلاب شده بودند)نمود،این بود که آنان را به تدریج ،یکی یکی ،دوتا دوتا مرخص کرده ،اجازه می داد که به اوطان خود،(تهران و غیره) رفته واز چنگ نیروی حریت خارج گردند.این خود،یکی از اشتباهات میرزا بود که اینان با اطلاعات جامع رفته ودوباره با نیروی جدید دولتی مراجعت کرده،اسباب زحمت شدند.

متعاقب آن،جریان اجتماع مردم در مسجد جامع شهرصورت یافت که خیلی معنا داشت.این ها چه کسانی بودند؟از متمولین وتجاروملاکین و عده ای از آخوندها ودیگرخشکه پارسایان،کثیری در مسجد اجتماع نموده واسلحه ی شناخته شده ی قدیمی خود را که با تمام زنگ زدگی بی تأثیرنیست ،به کار انداخته وواوطنا و واملکها و وادینا و واراحتی ها و واچپاولا ووامال مردم خوردنا گویان دورهم گرد آمده،به میرزا کوچک پیغام دادند که ای امان وای دخیل که دین از دست رفته!تو چگونه رضایت می دهی که آزادی خواهان قدرت پیدا کرده و جلوی منافع ما را بگیرند.تو که آدم مذهبی هستی،چرا می گذاری آنان روزبه روز قوی تر شده وما را زنده زنده کباب کنند؟!

در این موقع بود که دودلی وتردید ناگفتنی عجیبی به میرزا دست داد که علاج آن آسان نبود.زیرا به علت مذهبی بودن وتحصیلات دینی داشتن ودور از سیاست جدید دنیا بودن،مزاج میرزا را مستعد قبول یک چنین القائات می نمود.خصوصاً دهن بین بودن وتردید شدید در کارها داشتنش که بیش تر امور را با استخاره انجام می داد،مزید به علت شد.

[...] از این جا بود که بین میرزا ودیگر آزادی خواهان اختلاف حاصل شد.دیگرمیرزا آن شوریده ی سابق نبود.خیلی سست شده واز اتخاذ تدابیرمحکم وتصمیمات مهم اظهار جبن می کرد ونیز نمی گذاشت از آن همه اسلحه ومهماتی که آن زمان به حدّ کافی از روسیه می رسیدوبه اوتحویل می شد،احرار استفاده کنند.یعنی هرمقداری که می گرفت،به داخل جنگل حمل نموده،زیر خاک می کرد و هم چنان بی مصرف می گداشت.

از:حیدرخان عمواوغلی چکیده ی انقلاب،رحیم رضازاده ملک،بی جا،دنیا1352،ص 239و240.،