يادداشت ها
هنر زيستن


دردوره ي ديکتاتوري،بزرگ ترين هنر،هنر زيستن است.زيستن بدون آلوده شدن وبدون گرفتارشدن.وقتي ديکتاتوري قوّت گرفت،هرآدم صاحب قدرتي، خود،ديکتاتور مي شود.هرآدمي که پشت ميز بنشيند،در حوزه ي خود،ديکتاتور مي شود.حتي دربان ِ اداره هم ديکتاتور مي شود.پدر هم در خانه ديکتاتور مي شود.حتي معلم کلاس اول ابتدايي هم ديکتاتور مي شود.در دوره ي ديکتاتوري ،آدم ها پَست مي شوند.حسود ها فرصت ِ اذيت و آزار ديگران را پيدا مي کنند.[...]در اين دوره،چاپلوسي وتملق اوج مي گيرد.البته چاپلوس ها خدمات بزرگي به مردم مي کنند.وقتي يک نظام ديکتاتوري انسجام يافت،وديکتاتور باورش شد که تافته ي جدا بافته است،باورش شد که عقل کل است،خود را در اوج مي بيند.اومردم را هيچ فرض مي کند.اجازه نمي دهد مردم حرف بزنند تا او بشنود.در جمع مشاوران و اطرافيانش فقط او حرف مي زند وتصميم مي گيرد.ديکتاتور تمام منابع ملي را در دست مي گيرد.[...]کسي که همه ي منابع مالي،انساني و حتي عقلي و فکري در اختيار اوست،مگر از خر شيطان پايين مي آيد؟اين مردم زارونزار اعتماد به نفس خود را از دست داده اند[...]چه مي توانند بکنند؟در اين شرايط بايد ديکتاتور را خواب کرد.خوابي سنگين.قرص خواب ديکتاتور هم چاپلوسي ست.

از:خاطرات شازده ي حمام،محمدحسين پاپلي يزدي،ج3،صص 275و276.