يادداشت ها
كار ، افتخار و كليد نجات

 

123 سال پيش ، قبل از مشروطيت ايران ، سيد جمال الدين اسد آبادي در نا مه اي به سيد حاجي مستان داغستاني مي نويسد : رجال ايران در سياست و صنعت كلام مهارت دارند ، ولي علم آن ها بي عمل است. اگر يك قسمت از صد قسمت قوايي را كه درگفتار صرف مي كردند ، در كردار بذل مي نمودند ، ايران ازجهت ترقي و ثروت و عظمت و قوت درمصاف دول عظيمه قرار داشت. متاسفانه ، اين سخنان را امروز هم مي توان تكرار كرد !

قبل از مشروطيت ، ايراني مقدس و شاعر يا غير مقدس و بي سواد ، عقيده اش اين بود كه هر كس سرنوشتي دارد كه به دست قضا و قدر مي باشد و شعراي ما دائما از دست فلك غدار و چرخ دون پرور داد سخن مي دادند و همه كس ، خود را بي تقصير در بدبختي ها و بي تاثير در سعادت مي شناخت . آن زماني كه به قول خودمان روشن فكر و جهان شناس شديم ، در همه ي كار ها به جاي تقدير آسماني ، دست سياست هاي خارجي را نسبت مي دهيم و همه ي اميد و انتظار مان از خارج است ! كوچك ترين اثر و نقشي براي عوامل داخلي و مردم ايران ووجود خودمان قايل نشده ، و نفي شخصيت و تا ثير از خودمان مي نماييم ! چه آمريكايي پولدار و چه روسي كمونيست مثل ماشين كار مي كنند . امادر ايران پيشامد خير يا شر ، بهانه اي براي تنبلي و فرار از كار است . پس از پر حرفي و بي كاري و تنبلي و بي خاصيتي شديد احتراز كرده ، كار را افتخار و كليد نجات بدانيم.چند هزار سال شعر گفتيم و سخن سنجيديم ، حالا قدري هم به كار و زحمت بپردازيم . ( كار در اسلام ، ص 96 – 112 )

به نقل از : حكايت هايي از زند گي مهندس بازرگان ، شعبان علي لامعي ، تهران ، قلم ، چاپ نخست : 1376 ، ص 122 – 123 .