يادداشت ها
بازهم ستم بر زبان فارسي(34)


-        در ص 159،بند دوم چنين مي خوانيم:"زبان ِ فارسي به انديشه ي ما شکل داده است و دست ِ کم ،با برخي از ظريف ترين و ژرف ترين جنبه هاي رمزي و معنوي آن يکي شده است".آيا بهتر نبود ويرگول را از محلي که در جمله ي نقل شده ،به چشم مي خورد،برمي داشتيم و پس از "آن" مي گذاشتيم؟ و نيز "است"را از پس از "شکل داده"حذف مي کرديم؟

-        در ص 159(سطر 13)به جاي "دقيقاً"اگرمي نوشتيم " به طور دقيق " ،بهتر نبود؟با توجه به اين که نام درس،" پاسداري از زبان فارسي" است.

-        در همان صفحه و سطر،پس از " در نتيجه" ،وجود ويرگول ضروري مي نمايد،اما در صفحه ي بعد،در بند اول و دوم،با دو مورد ويرگول بي جا رو به رو هستيم؛مورد نخست:"در آن لحظه ها هيچ چيز نمي تواند ،جاي ِ زبان مشترک فارسي را بگيرد".ضمن اين که کسره نيز پس از "جاي" بيهوده به نظر مي رسد.

-        مورد دوم:"با توجه به اين واقعيت که قدرت هاي بزرگ همواره چشم طمع به کشور ما داشته اند و از ابزار جداسري وقوميّت ،فراوان استفاده کرده اند و هنوز هم تا آن جا که از دستشان برمي آيد،مي کوشند بين اقوام مختلف ايراني نفاق بيندازند تا دست يابي به اغراضشان آسان تر گردد،آيا [...]".مقصود،اين است که به جاي ويرگول پس از "گردد"،بايد نقطه مي گذاشتيم .در همين جمله ي نقل شده،خوب بود از زبان پارسي،پاسداري مي کرديم و به جاي "اغراض" مي نوشتيم : غرض ها .

95-در"بياموزيم"،ص 162،چنين مي خوانيم:" زبان وسيله ي ارتباط اجتماعي و بيان انديشه است .زبان هرملت،بنيان فکر و انديشه ي آن ملت است".به جاي "بنيان" که عربي ست،شايسته بود نويسنده از "بنياد" سود مي جست.نيز تکرار "انديشه" در دو جمله ي پي در پي خوب نيست.

-اين جمله نيز شايان دقت است:" از راه مطالعه و تمرين در نوشتن مي توان در زبان نوشتار مهارت کسب کرد".ويرايش آن را به خواننده ي آگاه وامي گذارم.

96-در ص 163،حکايتي آمده است درباره ي يکي از وزراي سلجوقيان. اما به جاي مأخذ،در زير آن چنين آمده است:"به نقل از مرحوم عباس اقبال آشتياني" !حالا او در کجا آن حکايت را نوشته يا به کسي گفته ،معلوم نيست!

97-در واژه نامه ي پاياني کتاب نيز چند نکته به نظر مي رسد:

ادامه دارد ... .