يادداشت ها
بازهم ستم برزبان فارسي(31)

بازهم ستم برزبان فارسی(31)

ص135،بند3:\"ازآن میان،\"مثنوی معنوی\"وغزلیات وی که به \"دیوان شمس\"معروف است،شهره ی خاصّ وعام اند\".به جای شهره ی خاصّ وعام است.

ص135،بند4:لزوم ویرگول پس از\"آن\"به خوبی احساس می شود:\"ودرآن افکاربلندعرفانی رابه زبان تمثیل بیان کرده[...]\".

درص135،درحالی که دربندسوم،دردوطرف ِ ترکیب دیوان شمس،گیومه دیده می شود،درهمان صفحه ودربندپنجم،دردوطرف همان ترکیب،گیومه گذاشته نشده است.

90- درص140(تمرین وپرسش،ش7)،پرسشی دیده می شودکه مفهوم آن برای دانش آموزان که هیچ،برای بنده هم چندان روشن نیست.بخوانید:\"به نظرشماکدام یک ازشعرهایی که تاکنون خوانده اید،ازکلیّت واشتمال بیش تری برخورداراست؟توضیح دهید\".

91-درص143(درس20)می بینیم که نویسنده،درشرح حالی که برای خواجه نصیرنوشته است،تااندازه ای به فارسی گرایی میل کرده؛امّادرعین حال،این میل دربرخی جاهانقض می شود.برای نمونه،درجایی که \"طوسی\"به صورت \"توسی\"نوشته شده،به این واژگان نیزبرمی خوریم:اعجاب،اعزازواکرام،مطّلع،همّ،کتاب خانه ی عظیمی،مقاصد،کتب،عملاًٌ،اسلاف،اخلاف،غالب ِ آن آثار،اکثر.شایدگفته شودکه هدف،یادگرفتن همان واژه های عربی ِ داخل شده به زبان فارسی بوده است.دراین صورت،بایدپرسید،آیادانش آموزانِ سال سوم راهنمایی ،واژه هایی هم چون عظیم،کتب،عملاً،غالب واکثررانیزبلدنبوده یانیستند!

92-درص147،بخشی از یکی ازحکایت های منظومه مولوی(برگرفته ازمثنوی معنوی)دیده می شود.امّاکوشنده ی بی نام ونشان،پیش ازابیات مولانا،شرحی آورده ودرآن،بخشی ازداستان رابانثری نه چندان استواربازگفته است.نکته این جاست که اگرچه مولاناگفته است:\"شیخ خندیدوبگفتش ای سلیم/این درخت ِ علم باشدای علیم\".نویسنده نبایددرآنچه خود،به حکایت مثنوی الحاق کرده ،این گونه بنویسد:\"امّاپیش ازآن که بارسفربندد،باشیخ ِ دانشمندی روبه رومی شود[...]\".درمثنوی معنوی،شیخ به معنای بزرگ است؛امّاآن طورکه نویسنده نوشته است،معنای امروزین ِآن به ذهن می رسد!

93-درص150به بعد(درس21)،متنی دیده می شود،به نام \"وقتی خورشیدمی گیرد\"به قلم غلام علی حدّادعادل.درسطرچهارم،ویرگول پس از\"نگاه کنیم\"،فراموش شده است.بخوانید:\"دراین حالت،اگراززمین به خورشیدنگاه کنیم به جای [...]\".