يادداشت ها
دونکته ازفرويد

جایی که روابط جنسی ،آزادتروخشونت های ناشی از حسّ اخلاقی ،اندک ترباشد،مسلماً مبتلایان وگرفتاران ِ بیماری های عصبی درآن جا کم تر ازجاهای دیگرخواهند بود،وساکنین ِ آن مکان،پرهیزگارترازساکنین شهرهایی خواهند بود که روابط جنسی ،محدودتروخشونت اخلاقی ،گسترده ترباشد.
از:آینده ی یک پندار،فروید،ترجمه وتحشیه ی هاشم رضی،تهران،آسیا،چاپ دوم:2537 شاهنشاهی،ص18.
به طورکلی دراکثرقریب به اتفاق جوامع متمدن ،دوطبقه ی اصلی مقابل هم قراردارند:طبقه ی محروم وطبقه ی ممتاز.این امری بسیارطبیعی واصولاًضروراست که طبقات محروم وفروافتاده ی اجتماعی به نظری کینه توزانه به امتیازات،خوشی ها،آسایش وثروت،احترام وقدرت ِ طبقات ممتازبنگرندودرضمن،بازهم این نتیجه ای بدون تردید وقوع یافتنی ست که چنین امری موجب تصادم میان دوطبقه گشته وشورش وعصیان به بارآورد.هنگامی که طبقه ی محروم ،نتیجه ی کاروکوشش خودرا مشاهده می کند که موجب زندگی خوش ولذت انگیزهمراه با تنعم وثروت برای کسانی می شود که از او به نفرت وتحقیریاد می کنند،موجبات خشم وقهرش فراهم آمده ومی کوشد تا به هرشیوه ای که ممکن باشدوبا تمام قدرت ونیرویش درفروانداختن ومنهدم کردن وبه نیستی کشیدن ِ این ظلم وبیدادگری ودستگاه بدون هدف همکاری وکوشایی ورزد.طبقات محروم با مشاهده ی بی عدالتی ها وفشارروزافزون ظلم تکاپو می کنند تا خود را از زیربار توان فرسای استثمارآزاد کنند.بایستی به نکته ای نیز توجه داشت وآن وقوع بدون تردید شورش وانقلاب درچنین جوامعی می باشد.چون هرگاه درشرایط دشواروخفقان آوری که برای طبقات محروم از سوی طبقات ممتازفراهم می آید،امیال وغرایزشان هرچه بیش ترسرکوفته شده وبدبینی وخشم و نفرتشان به تمدن ومظاهرآن افزوده می شود وهمواره در این نوع جوامع،طغیان ها وانقلاب های خطرناکی به وقوع می پیوندد که نتیجه اش از لحاظ بدبینی به تمدن آشکارمی باشد؛چون افراد علاوه برکینه توزی نسبت به طبقات ممتازوقتل وغارت آن ها ،به منهدم ساختن مظاهروآثارتمدن نیزمی پردازند.این که درجریان انقلاب ها توده دست به از بین بردن ساختمان ها وآتش زدن موسسات وانهدام سازمان ها وادارات می زنند،جزخشم وبدبینی نسبت به تمدنی که بدبختی وفقروبیدادگری را نصیبشان ساخته،چیزدیگری نمی باشد.
از:همان،ص110تا112.