يادداشت ها
از سرقت هاي ادبي به کجا پناه ببريم؟


سال ها پیش ،یعنی درسال 1375 مجموعه شعری از من به چاپ رسید به نام \"معشوق باستانی سنگ\" که در مطبوعات هم فراوان معرفی شد و نقد گردید.حتی در برنامه ای از بی .بی.سی فارسی هم مورد نقد منتقدان قرار گرفت.با یک جست و جوی ساده هم در اینترنت مشخصات آن در دسترس است.حالا جوانی جویای نام ،اما نه از راه درستش ،مجموعه ای از هذیان های خودش را \"معشوق باستانی من\"! نام نهاده و منتشر کرده است وبرایش جشن رونمایی و... هم گرفته اند.خوب ،آدم چه کار کند؟به کجا در این وانفسای فریاد و در این غوغای انواع سرقت شکایت برد؟چرا دست کم به آن جویای نام یاد نداده اند که شهرت طلبی هم آدابی دارد؟یاد پدربزرگان ما به خیر باد که در هر موضوعی ،ضرب المثلی ساخته و برای ما به یادگار گذاشته اند!و در این مورد گفته اند که :برادرجان!با ... دیگران که نمی شود جلق زد!