يادداشت ها
بازهم ستم بر زبان فارسي (16)

61- در ص 73، سطر 2، كه مربوط مي شود به درس 10، (اي به هنر سرمه ي چشم جهان!)، نويسنده ي مجهول آن، در نشانه گذاري هاي نگارشي دست به ابتكاري زده است؛ نگاه كنيد:«در ميان شهر [،] ميدان ِ نقش جهان – كه امروزه آن را ميدان امام خميني مي خوانند – قرار دارد.» البته شايد هم اشتباه چاپي باشد كه خود، باز جاي بحث دارد، زيرا در كتاب درسي آن هم از نوع دولتي آن، غلط مطبعي، قابل اغماض نيست!

62- و باز هم در همان صفحه، در سطر آخر مي خوانيم كه:« مردم اصفهان در انقلاب اسلامي ايران نيز سهم عمده اي دارند و در طول جنگ تحميلي [،] شهداي بسياري به اسلام و ميهن اسلامي تقديم كرده اند». پرسش نخست، اين است كه چرا نويسنده ي مجهول الهويه ي آن، اسلام را از ميهن اسلامي جدا يافته است؛ مگر نه اين است كه امروز، ايران ما، پرچمدار تحركات شيعي ست؛ و حتما مورد نظر نويسنده هم شاخه ي شيعي آن بوده و نه اسلام با همه ي فرقه هايش. دوم، اين كه اگر نويسنده ي آن، دست كم اندكي با بلاغت آشنايي مي داشت، مي دانست در درسي كه موضوعش، معرفي يكي از شهرهاي همين ميهن اسلامي ست، در جمله ي ياد شده، تنها ذكر ميهن اسلامي كفايت مي كرد يا برعكس نخست، ميهن اسلامي و سپس اسلام آورده مي شد.

63- در ص 74، تمرين و پرسش شماره ي 6، تركيب ِ «زندگي هوشمندانه» قابل تأمل است. بخوانيد:« چه شرايطي در طول تاريخ [،] مردم اصفهان را براي زندگي هوشمندانه آماده ساخته است؟

64- در ص 75، معلوم نيست در صورتي كه بناي كتاب هاي درسي بر جدا نويسي گذاشته شده، چرا نام شاعر شيرازي، صورتگر، به صورت چسبيده نوشته شده است: لطفعلي صورتگر به جاي لطف علي صورتگر.

65- در ص 78 (درس 11)، بند 2، جمله اي ديده مي شود كه نشان از اين دارد كه نويسنده ي مجهول الهويه ي آن در تطبيق فعل بر افراد و جمع مشكل دارد. بخوانيد:« در كويرگاه بذر گياهان سال ها به حالت ِ خواب به سر مي برند و زماني كه بارندگي به حد كافي باشد، بيابان ها از گل هاي وحشي رنگارنگ پوشيده مي شود».

 

ادامه دارد...