يادداشت ها
بازهم ستم بر زبان فارسي (13)

46- در ص 35، سطر نخست از متن اصلي مي خوانيم كه: " از عمويم پرسيدم: آيا فكر مي كنيد توي دودكش يك آتش فشان فعال هستيم؟" با توجه به جمله اي در صفحه ي بعد (ص36): "ما در دودكش ِ يك آتش فشان بوديم [،] اما نه يك آتش فشان خاموش!" درمي يابيم كه مراد نويسنده در جمله ي ص 35، آتش فشان ِ فعال است، با توجه به اين كه جمله به صورت ِ آتش فشان، فعال... هم معنا مي دهد، لزوم به كارگرفتن كسره به خوبي احساس مي شود.

47- در ص 36، سطر 10 مي خوانيم كه: "تنها چيزي كه به طوري مبهم به يادم مانده [...]"، روشن است كه "ي" در "به طوري" زايد است.

48- در ص 36، سطر 10، زمان به كار گرفته شده در فعل ها مناسب نيست: "تنها چيزي كه به طوري مبهم به يادم مانده، انفجارهاي پشت سر هم، جابه جايي صخره ها و حركات ِ چرخشي كلك ما روي امواج ِ مواد آتش فشاني بود. دود خاكستر و شعله ما را در ميان گرفته بود." نيز تكرار فعل "بود" –البته مي دانم كه در سبك خراساني جزو ويژگي هاست، ولي متن مورد نظر كه به سبك خراساني نيست!- و عبارت ِ "دود خاكستر و شعله" هم از آن عبارت هاست؛ مگر اين كه بخوانيم: دود، خاكستر و شعله.

49- نمي دانم مترجم متن "سفر به درون زمين" چه علاقه اي به تكرار "يك" داشته است: (ص36، بند آخر). "وقتي دوباره چشم هايم را باز كردم، ديدم هانس با يك دست، كمربند مرا گرفته است و با دست ديگر [،] به عمويم كمك مي كند. در حالي كه سراسر بدنم را زخم هاي سطحي پوشانده بود، روي يك شيب ِ كوهستاني در كنار يك پرتگاه خوابيده بودم".

50- با توجه به اين كه كتاب "سفر به مركز زمين" به وسيله ي مترجم خوبي به فارسي ترجمه شده است، معلوم نيست چرا مترجم ناتوان و ناشناس ِ ديگري زحمت ترجمه ي دوباره ي آثار را به خود داده است. اين را هم بگويم كه نام درس، "سفر به درون زمين" است، ولي در ابتداي آن، هنگام نام بردن از آثار ژول ورن به "سفر به مركز زمين" اشاره مي كند!

51- در ص 37 (نگارش 2)، سطر 10 چنين آمده است: "رعايت علايم نشانه گذاري [...]". تركيب "علايم نشانه گذاري" از آن تركيب هاست! نيز در همان صفحه، سطر 12، شايسته بود نويسنده اي كه آيين ِ نگارش را در نوشته ي خود آموزش مي دهد، به جاي "طرفين" از واژه ي "دو طرف" سود مي جست.

 

ادامه دارد...