يادداشت ها
نقش قربانی

ایرانیان ملتی هوشمند،هنر دوست و ریز بینی هستند و میل ِ چندانی به اسلحه به دست گرفتن از خود،نشان نمی دهند.

ایرانیان در تاریخ دائماً نقش ِ قربانی را بازی کرده اند که برای من شخصاً کاملاً آشناست.

ایرانیان به فواصل ِ منظم ،پیشرفت های قابل ِ ملاحظه ای را شاهد بودند،ولی اعصار ِ طلایی شان توسط مهاجمانی خونریز و بی فرهنگ منهدم شده است.

مغول ها در قرن دوازدهم سلسله ی فرهیخته ی سلجوقی را از ریشه سوزاندند.

افغان ها با قشون ِ فیل های خود،در سال 1721 اصفهان را به خاک و خون کشیدند.

پیش از آن ها در قرن هفتم ،اعراب ،اوّلین دین ِ یکتا پرست ِ جهان،یعنی دین زرتشت را تقریباً به نیستی کشاندند؛دینی که سراسر صلح است و ستایش ِ طبیعت.

اسکندر که در ظاهر باسوادتر از سایر اشغالگران بود،باکمال ِ بی رحمی میراثِ تخت ِ جمشید ،این جواهر ِ پرشکوه ِ هخامنشی را به آتش کشید.

نزدیک تر به ما ،انقلاب مشروطه در 1905 به خاک و خون کشیده شد:انقلابی که نوید ِ دموکراسی در شرق بود.

در جنگ جهانی دوم،شوروی و انگلیس ،خاک ِ ایران را با خون سردی ِ تمام بین خود،تقسیم کرده بودند و بدون آن که خم به اَبرو بیاورند یا سهمی به کسی بدهند،از نفت ِ ایران به مدت ِ نیم قرن آزادانه بهره برداری کردند.

وقتی مصدق در سال 1951 قدعلم کرد تا نفت را ملی کند،سازمان سیا،کودتایی را به راه انداخت و با پخش کیسه کیسه دلار میان برخی روزنامه نگاران،افسران و اوباش به راحتی نفت را بازپس گرفت.

از:قدمت روی چشم ،سرژمیشل و پائولووودز،1390،ص71و72.