يادداشت ها
باز هم ستم بر زبان فارسی(3)

جلال قیامی میرحسینی

 

6-ص 6،سطر 3:( هـ.ش)و در ص 7،سطر 4،هجری شمسی!نوشته شده است.

7-ص 7،سطر 4:درجمله ی " از سال 1299 هجری شمسی که رضا خان در ایران با یک کودتا به قدرت رسید"،"یک" زاید است.

8-در درس 2،این فحش ها دیده می شود:خان های زورگو(ص6،سطر 7)،فرد بی سواد و زورگویی به نام رضا خان(ص6،سطر 13)،دست نشانده ی دشمنان ایران و اسلام(ص7،سطر 6)،راه ننگین رضا خان (ص 7،سطرهای 6و7).آیا نمی شود متنی نوشت که هم دربردارنده ی واقعیّت ها باشد و هم در مسیر ترویج فرهنگ فحّاشی قرار نگیرد؟

9-ص6،سطر 11:" استادانی دانشمند"،یعنی استادانی صاحب ِ دانش؛اگر استاد در کار ِ خود،صاحب ِ دانش نباشد ،که نمی تواند استاد باشد!

10-در ص 7،سطر 1:" رضا خان از جانب بیگانگان مأمور بود با اسلام و علمای اسلامی مبارزه کند".آیا به نظر نویسنده،علمای اسلامی از اسلام جدا بوده اند که به این گونه آن ها را از هم سوا کرده است؟! آیا " مأمور بود با اسلام...مبارزه کند"،کافی نیست؟!بعد هم چنین ادّعایی مستند به کدام سند تاریخی ست؟

ادامه دارد... .