يادداشت ها
نه آن است و نه اين !

شادروان استاد جلال الدين همايي ، شاعر ، پژوهشگر، نويسنده ، مصحح و استاد دانشگاه تهران از معدود شخصيت هاي فرهنگي و ادبي معاصر است كه آثار زيادي از خود به جاي گذاشته. يادداشت اين بار را شعري برگزيده ام از او كه مي خوانيد :

 

در كشور ما، رسم، نه قانون و نه دين است

ويران شود آن ملك كش اوضاع، چنين است

 

غارتگري و دزدي و آزار و خيانت

در لوح دل پير و جوان، نقش نگين است

 

قومي ز هنر عاري و خلقي ز ادب دور

در طينت شان شيطنت و خبث، عجين است

 

ور زان كه يكي باشد ازين قاعده بيرون

در پيكر ايام، دم باز پسين است

 

اين، رسم عرب ورزد و آن، راه فرنگان

با آن كه ره راست، نه آن است و نه اين است

 

ملكي كه در او ايمني از دزد و عوان نيست

خوش وقت گدايي كه دَرو خاك نشين است

 

از بارگه ملك سليمان چه زند لاف

آن كس كه دلش پايگه ديو لعين است ؟

 

بي شك نبرَد بهره كس از نعمت فردوس

جز پاك سرشتي كه درو نور يقين است

 

تسخير كواكب به كفي خاك نيرزد

گر  وضع فلك نيز به هنجار ِ زمين است

 

يك لحظه درين معركه ي پر خطرو بيم

غافل مشو، اي دوست! كه دشمن به كمين است

 

از لعل لب دوست ، سنا يافته اين فيض

گر در سخنش خاصيت ماء مَعين است

 

از: ديوان سنا ( مجموعه اشعار استاد علامه جلال الدين همايي ) ، به اهتمام ماهدخت بانو همايي ، تهران ، هما ، چاپ نخست: 1364 ، ص 66 .