يادداشت ها
تصادف محض

هر يک از ما زير ِ سيطره ي مفهوم ِ حدوث هستيم.دليلي در دست نيست که چرا بايد به دنيا آمده باشيم ؛ما تصادف ِ محض هستيم و به هيچ گونه در طرح ِ اشيا ضروري نيستيم.بدون اجازه ي خودمان به درون ِ هستي پرتاب شده ايم و بدون اجازه ي خودمان از آن اخراج مي شويم.از اين "پرتاب شدگي"نفرت داريم و از درماندگي ِ ترحّم انگيز ِ خودمان در سيلان ِ شکل ها رنج مي بريم و تحليل مي رويم.

انديشه ي مرگ ،ناگزير زندگي مان را تيره مي کند ،و گرچه خود را تا حدّي آزاد احساس مي کنيم،ولي اين آزادي به باري که بر دوش داريم،مي افزايد ؛چون مسئوليّت ِ آن چه را که انجام مي دهيم،به گردنمان مي اندازد.

از:تفسيرهاي زندگي، ويل و آريل دورانت  ،ترجمه ي ابراهيم مشعري،تهران،نيلوفر،چاپ چهارم:1385،ص 419.