يادداشت ها
چو بيشه تهي ماند ...


بعد از آن که عبدالله خان اوزبک خراسان را تاخت و تاز نمود و آن بلاد را در تحت ِ حکومت ِ خود،آورد،در سيستان روزي عبورش بر قبر ِ رستم افتاد.به طور شماتت اين شعر را خواند:سر از خاک بردار و ايران ببين/ به کام ِ دليران ِ توران زمين . و گفت ،ندانم که رستم اگر قادر بر گفتن بود،چه مي گفت ؟

يکي از وزراي او که ايراني نژاد بود،گفت : اگر هرآيينه خشم نگيري ،جواب ِ او خواهم گفت.

گفت:بگو.

گفت:اگر قادر بر گفتن بود،مي گفت: چوبيشه تهي ماند از نرّه شير/ شغالان به بيشه درآيند دلير.

عبدالله از شنيدن ِ اين شعر ،بسيار [...]شرمنده گرديد.

از:بزم ايران ،حاجي سيّد محمد رضا طباطبايي ،ص 259.