يادداشت ها
[ديکتاتوري پرولتاريا]

کاظم عَلمداري

برخي با پيش کشيدن ِ نام ِ کارل مارکس فکر مي کنند که مارکس،راه حل مشکلات بشر را پيدا کرده و آن ،همانا نابودي سرمايه داري ست.با اين تلقّي،آن ها مارکس را بي اعتبار مي کنند و در حدّ ِ يک رمّال و پيشگو تنزّلش مي دهند.مارکس به عنوان يک نابغه ،نظريّه هايي را پيشنهاد کرده که برخي از آن ها هنوز بسيار معتبرند .برخي از اين نظريه ها تنها در زمان ِ خود ِ او مي توانست اعتبار داشته باشد و برخي مانند ِ نظريه ي "ديکتاتوري ِ پرولتاريا"هيچ زمان اعتبار نداشته است.ديکتاتوري ِ پرولتاريا که البته پس از نقد ِ هم رزمان ِ مارکس،وي روي آن اصرار نورزيد،از نظريه هاي اصلي ِ او نيست.اين نظر توسط لنين مدوّن شد و به ديکتاتوري و بوروکراسي ِ احزاب ِ کمونيست تبديل شد.همين عامل ،يکي از اصلي ترين دلايل ِ شکست و فروپاشي ِ سوسياليسم بوده است.اگر در جوامع ِ سوسياليستي ،آزادي و دموکراسي وجود داشت،مانند ِ سيستم ِ سرمايه داري ،دايم خود را اصلاح مي کرد[...] .مارکس به ماترياليسم ِ تاريخي و ديالکتيک معتقد بود ؛يعني او جوامع و انسان را متحوّل مي ديد،نه ايستا.ولي پيروانش از او ،پيغمبر و از نظرياتش دين ساختند.

از:چشم انداز ايران،ش 70،آبان و آذر1390،"وال استريت و بحران هاي درون سرمايه داري"،کاظم علمداري،ص 195.