يادداشت ها
سفر به اصفهان و شيراز (34)



در محوطه ي ورودي ،تصوير ِ مرد ِ غول آسايي در قابي شيشه اي ديده مي شد ؛با اين توضيح در زير ِ آن :" سياه خان لپويي در سال ِ 1298 هـ .ش. در 20 کيلومتري ِ شيراز متولد شد.وي در شش سالگي دچار ِ بيماري ِ غول آسايي شده که علت ِ آن ،ترشّح ِ بيش از حدّ ِ هورمون ِ رشد بوده است.ترشّح ِ اين هورمون در سنّ ِ بلوغ ادامه پيدا کرده که موجب ِ آکرومگالي (پَهني ِ استخواني )در سياه خان شده است.طول ِ عمر ِ سياه خان ،22 سال مي باشد".چند عکس گرفتيم.

در توضيح هاي موزه ،يک غلط ِ املايي هم ديده مي شد :زغال را به صورت ِ ذغال نوشته بودند ؛که در دفتر ِ يادبود ! تذکّر دادم.در مجموع،از موزه ي طبيعي ِ اصفهان،خيلي بهتر بود.

سوار ِ اتوبوس شديم.راننده بليت ِ چاپ ِ مشهد را قبول نکرد.به اعتراض گفتم: " چه فرق مي کند؟مگر نگفته اند ،همه جاي ايران،سراي من است؟" گفت:" نه!همه جاي ايران ،سراي من نيست!" به او گوشزد کردم که بايد با مسافر ِ غريب ،با ادب ِ بيش تري برخورد کند.

آمديم به "بازار ِ وکيل".سر ِ راه ،مردي معرکه گرفته بود.مَردُم دورش گرد آمده بودند.دوتا ميخ در دو سوراخ ِ بيني اش کوبيد .چهار سيگار ِ روشن را با دستمال ناپديد کرد.مرد دوري زد که پول جمع کند ؛که ما برگشتيم به سوي بازار.معرکه گيري توجّه ِ دخترم را خيلي جلب کرده بود.

چاي نوشيديم و نارنگي خريديم و خورديم.يک روسري هم براي سپينود خريده شد.ادامه دارد ... .