يادداشت ها
عدالت ِ هخامنشي

شاهنشاه ِ هخامنشي بر تمام ِ قضات ِ کشور ،رياست داشت و احکام ِ نهايي از طرف ِ او صادر مي شد.مجازات ها به نسبت ِ گناه تغيير مي کرد ؛ولي شاهان ِ هخامنشي در مورد ِ جنايات هرگز در مرتبه ي اوّل ،حکم  به اعدام ِ کسي نمي دادند و اين نيز يکي از خصايص ِ تمدّن ِ ايران ِ قديم است.شاهان ِ ايران معتقد بودند که در برابر ِ کارهاي زشت ِ اشخاص ،اعمال ِ نيکوي آنان را نيز در نظر بايد گرفت.چنان که داريوش ِ بزرگ درباره ي يکي از قضات که محکوم به اعدام شده بود ،فرمان داد تا او را از دار به زير آورند و گفت که اين مرد ،پيش از اين ،خدماتي هم کرده است.

گزنفون ،مورّخ ِ يوناني مي نويسد که ايرانيان ،جوانان ِ خود را در دادگاه ها حاضر مي کردند تا جريان ِ محاکمه را ببينند و از جواني با اجراي عدالت آشنا شوند.

شاهنشاهان ِ هخامنشي غالباً دامنه ي عدالت را به خارج ِ ايران نيز توسعه مي دادند و تا آن جا که مي توانستند مي کوشيدند که عدل و داد در کشورهاي ديگر هم مراعات شود.در ميان ِ قرطاجنه (کارتاژ)مرسوم بود که کودکان ِ خود را براي خداي بزرگ ِ فنيقي موسوم به مُلخ قربان مي کردند.ترتيب ِ قرباني اين بود که کودک را روي دست ِ مجسّمه ي خدا مي گذاشتند و در زير ِ آن ،آتش مي افروختند تا کودک ِ بي چاره مي سوخت و مَردُم ِ کوتاه عقل ِ فنيقي چندان به اين کار ِ ابلهانه ايمان داشتند که مادران هنگام ِ سوختن ِ اطفال ِ خود،گِرد ِ مجسّمه ي خدا پاي کوبي و شادي مي کردند.

داريوش درعهدنامه اي که با حکومت ِ قرطاجنه بست،مخصوصاً شرط کرد که بايد از آن پس، از سوزاندن و قربان کردن ِ اطفال و نيز از خوردن ِ گوشت ِ سگ خود داري کنند ،وگرنه گرفتار ِ خشم ِ او خواهند شد!

از:هشت مقاله ي تاريخي و ادبي،نصرالله فلسفي،دانشگاه تهران،1330،ص 122.