يادداشت ها
چاپ جديد ونديداد

 

مي دانيم که ما از نظر ِ پژوهش هاي مربوط به ايران ِ باستان هنوز راه ِ درازي در پيش داريم.در اين راستا هر گامي که برداشته شود ، افتخار آميز است و شايسته ي تقدير.اينک سرکار خانم فاطمه جهان پور با چاپ نسخه اي از ونديداد (موجود در کتاب‌‌‌‌‌خانه ي آستان قدس)در اين راه کوشش ِ بايسته اي از خود ،نشان داده اند.آيا حيف نيست که اين گونه افراد را که دل در گرو ِ فرهنگ ِ اين آب و خاک دارند ،از تدريس در دانشکده ي ادبيات محروم و دل سردشان کنيم؟ در اين جا بايد سپاسي هم از مرکز ِ دائرةالمعارف ِ بزرگ ِ اسلامي داشته باشيم که به اين بخش از فرهنگ ايران نيز دلبستگي نشان مي دهند.ناشر، اين اثر را در سال ِ جاري  به شکلي زيبا در 500 نسخه به ايران دوستان عرضه کرده است.

مي مانَد دو نکته: يکي ، نام ِ کتاب است :" ونديداد ِ آستان ِ قُدس" .شايد اين گونه نام گذاري از مقوله ي " کوسه و ريش پَهن " باشد.بهتر مي بود اگر به " ونديداد " (بر اساس ِ نسخه اي در آستان ِ قُدس) تغيير مي يافت.ديگر اين که شايسته مي نمود اگر پژوهشگر ِ کوشا و تيز هوش ِ ما در ديباچه ي خود، واژه هاي  بيگانه را کم تر به کار مي ُبرد.اکنون با بندي از آن ،مطلب را درز مي گيرم:

" [...] بهرام بن کيان ،يکي از دينداران ِ معتقد و سخت کوش ِ زرتشتي بود که در تمام ِ دوران ِ زندگي در انجام ِ امور ِ خير و کرفه کوتاهي نکرد.[...]در زماني که او در کرمان زندگي مي کرد،دُروَندان و نااهلان به خانه و خانواده اش حمله کردند و آن ها را با بي شرمي و گستاخي ِ تمام ،نه تنها از شهر بيرون کردند ،بلکه مال ِ بسياري نيز به زور و"غير ِ حق" از ايشان ستاندند.اين در حالي بود که همسري به اصطلاح "ترزاده " داشت که به تازگي وضع ِ حمل کرده و حالش چندان مساعد نبود و نوزادش نيز تحمّل ِ چنين سفر ِ تبعيدي و ناگهاني را نداشت" .