يادداشت ها
اَخلاق ِ اَشراف

 

اَشراف و ثروتمندان و فئودال ها و بزرگان ِ دولت،روش و اخلاق و صفاتی خاصّ ِ خود،داشتند و برای حفظ ِ آن ،هزاران آدم و هر اصول و هر دین را زیر ِ پا می گذاشتند تا در مرتبه ی عالی ِ طبقه ی خود،ارجمند نمایانده شوند.آنان برای حفظ ِ وقار و احترام و امتیازات ِ طبقاتی ِ خود،در انظار سخت مقیّد بودند.با سنگینی و وقار رفتار می نمودند و از گفتار و رفتار ِ منافی ِ آداب و رسوم خودداری می کردند و حشمت و وقار ِ خود را در هر حال ،محفوظ نگه می داشتند و حتا در بزم ِ باده ،رعایت ِ ادب را از دست نمی دادند و می کوشیدند حرکات ِ ناموزون و سخنان ِ لغو از خود،بروز ندهند.به هر قیمت می خواستند در نظر ِ همه،محترم و محبوب و ممدوح باشند.برای این منظور ،در موارد ِ بسیار مقدّماتی از اطلاعات ِ عمومی و ادب و اشعاری که به مناسبت بخوانند ،می آموختند تا هم چون لعابی ،رویه ی انبان ِ نادانی هایشان را بپوشانَد.برای تزویر و عوام فریبی با پارسایان می نشستند و برای تظاهر به دانایی ،با دانشمندان مجالست می نمودند.

از ثروتی که از ارث ِ پدر و دست‌‌‌‌‌رنج ِ مَردُم در تصرّف داشتند ،برای مهربان و جوان‌‌‌مرد وانمودن ِ خود،گاه احسان و بخششی می کردند و به بی نوایان که خود ،باعث ِ سیه روزی و فلاکت‌‌‌‌شان بودند،به عنوان ِ " خیرات و مبرّات " مالی انفاق می نمودند و بیش تر در جلو ِ انظار ،بزرگ ترین کرامت های مالی را ابراز می داشتند تا هم چون خدای قادر جلوه نموده و مَردُم از آنان بترسند.

آرزو می کردند همیشه بزرگ و مهم باشند و در موقعیّتی برجسته ،چشم ها را خیره کنند تا فرمان بدهند و سَروَری و خدایی نمایند و مَردُم از بد ِ روزگار به آنان پناه ببرند.آرزو داشتند تنها خودشان دولت داشته،ولی نعمت باشند و همه دست به سوی آنان دراز کنند.زَهره ی مَردُم از اسم‌‌شان بترکد.ناگفته پیداست افراد ِ این طبقه با چنین ویژگی ها و صفات طبعاً هیچ گاه نمی توانسته اند موافق ِ عدالت ِ اجتماعی باشند و حتا از ته ِ دل با نام و طرفداران ِ آن هم دشمنی می ورزیده اند.

ساخت دولت در ایران از اسلام تا یورش مغول،غلام رضا انصاف پور،صص 78 و 79.