يادداشت ها
هر وقت فهميديد ...

[...] مرحوم تختي رو به دكتر[صديقي] گفت: ببينيد آقا ي دكتر،ما تا كي بايد تحمّل ِ اين حكومت ِ گردن كلفت ِ محمد رضا شاه را بكنيم؟ شما را هم تا الآن چند بار زندان بردند ،بس نبود اين كار ؟ يا اگر بس شده بايد الآن چه كرد؟

[...] [ دكتر صديقي] به تختي گفت : برويم غذا بخوريم ، بعد صحبت كنيم.او اصرار كرد ،نه ،همين جا جواب بدهيد.گفت: من تا الآن سه بار به زندان  ِ اين ها رفتم، شما كه ازمبارزات ِ نهرو يا گاندي در هند ياد مي كني و مي گويي ،ما چرا مبارزه مي كنيم و به جايي نرسيديم ، دليلش اين است كه در هندوستان اگر گاندي را زنداني كردند،صبح ِ فردا صد هزار نفر از طرفداران پشت ِ در ِ زندان جمع شدند و با رهبر ِ خود ، همراه بودند.هر كاري آن ها در زندان كردند، اين ها هم در بيرون ِ زندان همان كار را كردند.اما من را چند بار بردند، آقايان حتي در ِ خانه ي من را هم نزدند.بنا بر اين،اين كار را مشكل مي كند.

تختي در جواب گفت: ما كه نمي دانستيم شما را زنداني كردند.

صديقي هم پاسخ داد ،هر وقت فهميديد ، به آن جا هم مي رسيم.

ماه نامه مهرنامه ، سال دوم، ش 17 ، آذر 1390 ، ص 152 و153.