يادداشت ها
حاکميیّت ِ سخت ِ قانون

رضا نجفی

امّا آن چه اغلب ِ ما جهان ِ سوّمی ها در کنار ِ این آزادی در غرب نمی بینیم ، وجود ِ حاکمیّت ِ سفت و سخت ِ قانون است.مخالفان ِ دموکراسی و لیبرالیسم ِ غربی اغلب این جوامع را به بی بند و باری متّهم می کنند.امّا تعمّداً نادیده می گیرند که حاکمیّت ِ قانون و قید و بندهای آن در این کشورها به مراتب بیش از کشورهای جهان ِ سوّم است.یک نمونه اش هنگامی بود که [...] خواستم بطری ِ نوشابه را در سطل ِ زباله ی مخصوص ِ شیشه ها بیندازم.گمانم این بود که مطابق ِ قانون ِ مربوط به بازیافت ِ زباله دارم عمل می کنم ،که صاحب خانه هشدار داد که کار به این سادگی ها نیست.نخست بطری باید شسته شود و درونش بقایای نوشیدنی باقی نمانَد.سپس برچسب ِ کاغذی ِ روی آن جدا و در سطل ِ مخصوص زباله های کاغذی افکنده شود؛همان گونه که در ِ فلزی ِ بطری نیز در زباله های فلزی باید انداخته شود.حتا اگر اشتباه نکنم ،تَشتَک ِ پلاستیکی ِ درون ِ در ِ بطری ِ نوشابه نیز می باید کنده و به قسمت ِ پلاستیک ها منتقل می شد! و همه ی این ها جدا از قوانین ِ مربوط به دستور العمل های کوچک کردن ِ حجم ِ زباله ها ،وزن ِ مجاز ِ کیسه های زباله ،رعایت ِ زمان بندی های جداول ِ مربوط به بیرون گذاردن ِ سطل های زباله و ... بود.

به یاد می آورم در سفری به آلمان در تلویزیون شنیدم که بر اساس ِ قانون ِ مادّه ی فلان ،به گَردش بردن ِ سگ ها با قلّاده ی کم تر از فلان متر و بلند تر از بَهمان متر ممنوع است.همان موقع به شوخی به چند دوست ِ آلمانی گفتم :" شما خیال می کنید در کشورهای دموکراتیکی هستید،دموکراسی ِ واقعی در کشور ِ ماست.هر وقت و به هر شکل دوست داشتی ،می توانی زباله ات را پرت کنی توی کوچه و خیابان ؛هر طور دوست داری رانندگی کنی و کمربند هم نبندی !"

[...] حالا بدم نمی آید ،نظر ِ کسانی را که درباره ی بی بند و باری و افسارگسیختگی ِ غرب سخن می گویند ،درباره ی رفتارهای اجتماعی ِ خودمان نیز بپرسم و بدانم به شیوه ی رانندگی و نظافت ِ عمومی و حفظ ِ حقوق ِ همسایگان وهمشهریان که در کشور ِ ما مرسوم است ،چه نام می نهند؟لابد همان معنویّت و عرفان و دین باوری ِ مشرق زمین نامش است؟یا شاید توطئه ی استکبار جهانی و مزدوران ِ غرب و... این نوع رانندگی را در کشور ِ ما رایج کرده اند؟و لابد این نظم و نظافت و حکومت ِ قانون و رعایت ِ حقوق ِ شخصی ِ افراد هم از نشانه های زوال و فساد و تباهی ِ تمدّن ِ غرب است!

نمی دانم تا کی معایب ِ خود را می خواهیم به دشمنان ِ غربی ربط دهیم و خود را جهانی معنوی بشماریم و جهان را در حال ِ اضمحلال و فساد و تباهی و فروپاشی ،و دلمان را خوش کنیم که نه ما از قافله عقب مانده ایم و نه آنان از ما جلو افتاده اند.

از : ماه نامه ی تجربه ،ش پیاپی 79،ش 4،شهریور 1390،" آلمان گردی :سفرنامه ی رضا نجفی به شهرهای فرانکفورت،بادمرگنتهایم و اسلینگن " ،ص 38.