يادداشت ها
ممنوعيّت ِ انديشه در ايران

دکتر محمد صنعتی

جامعه ی ما در طول ِ تاریخش غالباً غریزی زندگی کرده وبراساس ِ خشونت ومیل ِ جنسی عمل کرده است.به ندرت افرادی بوده اند که برای فکر اهمیّت قایل بوده اند.فکر کردن،قانون ِ پذیرفته شده و عمومی نبوده است.در جامعه ی ما از افراد خواسته می شود که به حسّ ِ شان ،به دل شان اصالت بدهند.هرچه دل شان خواست؛هرجور هوس کردند.برای فهم ِ بهتر ِ این موضوع ،کافی ست که به پیام هایی که ادبیات وعرفان ِ ما توصیه کرده،توجه کنید.اما مدرنیته تعریفی از انسان ارایه می کند که در آن ،اندیشیدن ،مفهوم ِ مرکزی ست ورفتارهای تکانشی ،رفتارهایی بچگانه وبدوی تلقی می شود که از سوی افرادی که روی خود،کنترل ندارند یا بیمار هستند،سرمی زند.از این جهت،درست است که در جامعه،صحبت کردن از رفتارهای جنسی ممنوعیّت داشته،اما خود ِ آن ،ممنوع نبوده است.جامعه ی ما مانند ِ جامعه ی کاتولیک مذهب نبوده که نفس ِ عمل ِ جنسی ممنوع باشد ،اما در مورد ِ صحبت کردن ،ممنوعیّت داشته ایم.دلیلش هم این است که صحبت کردن ،به نوعی بازتاب ِ اندیشه است واز آن جا که اندیشیدن ،امری تقریباً ممنوع بوده است،بنا بر این،صحبت کردن هم خود به خود منتفی می شود.

از:ماه نامه ی مهرنامه،ش14،مرداد1390،ص 55.