يادداشت ها
خطابه ي ديگر از آقا سيد جمال كه در مسجد سلطاني ايراد نموده [ شهيد دوره ي مشروطيت ]

قال الله تعالي : « يا ايها الناس قد جائتكم موعظة من ربكم و شفاء لما في الصدور هدي و رحمة للمؤمنين». عرض كردم، تمام سعادت ما در دنيا و آخرت در اين ست كه قبول كنيم احكام قرآن را و مُجرا بدانيم قوانين قرآن را. خرابي ما مسلمانان براي اين ست كه به قرآن عمل نكرديم ؛ چنان چه [ چنان كه ] پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايد : « سيأتي علي امتي زمان لايبقي من الاسلام الا اسما و من القرآن الا رسما».

 شما ملاحظه كنيد كه از غايت ظلم و استبداد و بدبختي و جهل ! مقصود پيغمبر و قرآن پس از چند سال از ميان رفت؛ يعني تا اسلام، اسباب هواي نفس و جاه طلبي اشخاص مستبد نشده ، به معناي حقيقي وجود داشت ، ولي پس از آن كه اشخاص خواستند دين خدا را وسيله ي رياست و آقايي خود بر بندگان خدا قرار بدهند، حقيقت اسلام از ميان رفت. روزي براي رياست به جنگ شيعه و سني پرداختند و روز ديگر، اصوليون و اخباريون بناي كشمكش را گذاردند  و در نتيجه، كرورها مردمان بدبخت از ميان رفتند. در صورتي كه عقيده، يك امر قلبي ست و هركس بايد در احساسات و عقيده ي قلبي خود، آزاد باشد. سلاطين مستبد مي گفتند: خطبا و وعاظ بايد حرف هايي بزنند كه براي دستگاه استبدادي ما ضرر نداشته باشد.

   اگر شما از بندر انزلي بيرون برويد، شهرهاي آباد ، مدارس ، مريض خانه ها ، كارخانجات ، سد بندي ها ، و هزارها دستگاه كه هم براي آسايش بشر است و هم موجب ترقي ملت است، مي يابيد . ولي حجة الاسلام ما، لباس و عمامه اش از پارچه هاي فرنگي است و هيچ وقت هم به خيال نمي افتد كه ما هم مثل ساير ملل در راه علم و ترقي قدمي برداريم.

   مملكت ما كه روزي آبادترين كشورهاي جهان بود ، امروز چون خرابه اي در ميان ممالك آباد ديده مي شود و هرسال، هزارها نفر ايراني از گرسنگي و بي كاري به ممالك اجنبي پناه مي برند ! اين، نتيجه ي استبداد است كه دولت ما نخواست يك قدم در راه اصلاح ملك و ملت بردارد و همه ي خيالش اين بود كه بيش تر بر مردم ظلم كند و آن ها را بي چاره تر كند.

   سلاطين جابر و علماي سوء ، دست به دست هم دادند و اين مملكت را كه روزي سلاطين رم در مقابلش زانو به زمين مي گذاردند ، به اين روز سياه نشانيدند. اگر شما با هم متحد بشويد و منافع ملت خود را در نظر بگيريد و به احكام خدا رفتار كنيد، به زودي همان مقامي را كه سابق داشتيد، باز خواهيد يافت.

   در كجاي دنيا هر روز يك دستگاه دين سازي و مرشد پرستي روي كار مي آيد؟! در كجاي دنيا اين قدر موهومات و خرافات و اجنه و سير كواكب دارند ؟!

   امروز خدا خواسته است كه يك نفر سيد جمال در ميان شما پيدا شود و از جان بگذرد و فرياد بكشد: اي مردم! ظلم نكشيد. قبول ظلم نكنيد . ظالم، را دستش را نبوسيد. اميرالمؤمنين مي فرمايد: ظلم بر سه قسم است ، يك ظلم است كه خداوند نمي آمرزد و آن شرك به خداوند است، و يك ظلم است كه خداوند مي آمرزد و آن ظلم به نفس است ، و يك ظلم است كه خداوند هرگز نمي آمرزد و آن ظلم به غير است.

   يك نظري هم به تاريخ گذشتگان بكنيد تا بفهميد كه عاقبت كار ظالم ها به كجا انجاميده است.خدا مي فرمايد : « فانظر كيف كان عاقبة الظالمين ». هر خانواده اي كه سلطنت از ميان آن ها بيرون رفت ، به واسطه ي ظلم بود . هر طائفه اي كه ذليل شدند، به واسطه ي ظلم بود. هر ملتي كه ذليل اجانب شد ، به واسطه ي ظلم بود. هرقومي كه مليت خود را از دست  داد ، به واسطه ي ظلم بود . و هر ظالمي كه به مملكتي حكم فرما شد، به واسطه ي ظلم بود. اين ست كه باز براي دفعه ي هزارم به شما مي گويم : ظلم نكشيد ، قبول ظلم نكنيد ، دست ظالم را نبوسيد .

 

از : تاريخ انقلاب توس يا پيدايش مشروطيت ايران ، محمدحسن خراساني شهير به هروي خادم آستان قدس رضوي ، بي جا ، بي نا ، بي تا. چاپ دوم ، ص 177 و 178 .