يادداشت ها
نشانه ي پرسش

درود مي فرستم بر همه ي خوانندگان گرامي ، و يادآوري مي كنم كه به دليل سفري كه پس از انتخابات پيش آمد، ادامه ي يادداشت ها مدتي به تأخير افتاد . اكنون كه از مسافرت بازگشته ام، ياداشت هاي هفته را پي مي گيرم ، و اين بار غزلي از شادروان قيصر امين پور را از آخرين مجموعه شعرش ( دستور زبان عشق ، ص53 ) برايتان برگزيده ام كه  مي خوانيد :

 

  

چرا هميشه همين است آسمان و زمين ؟

زمان هماره همان و زمين هميشه همين ؟

 

اگرچه پرسش بي پاسخي ست ، مي پرسم :

چرا هميشه چنان و چرا هميشه چنين ؟

 

چرا زمين و زمان بي امان و بي مهرند ؟

زمان زمانه ي قهر و زمين زمينه ي كين ؟

 

حديث آدمي و چرخ آسياب زمان

حديث جام بلور است و صخره ي سنگين

 

هزار شايد و آيا به جاي يك بايد

گمان كنم ، به گمانم نشسته جاي يقين

 

اگر كه چون و چرا با خدا خطاست ، چرا

چرا سؤال و جواب است روز بازپسين ؟

 

چرا در آخر هر جمله اي كه مي گويم

تو اي نشانه ي پرسش نشسته اي به كمين ؟