يادداشت ها
احيای زبان ِ ملی

ژان پل سارتر

در قرن نوزدهم ،بیش تر ِ اقلیت های نژادی که برای استقلال می جنگیدند ، در عین حال ، پرشور می کوشیدند تا زبان ِ ملی ِ خود را نیز احیا کنند. برای ایرلندی یا مجارستانی بودن ، بی شک باید به جامعه ای بهره مند از استقلال ِ وسیع ِ اقتصادی و سیاسی تعلق داشت . اما علاوه بر آن ، برای ایرلندی بودن باید ایرلندی اندیشید ، واین نکته پیش از هر چیز ، یعنی اندیشیدن به زبان ِ ایرلندی . خصوصیات ِ خاص ِ یک جامعه ، درست با اصطلاحات ِ ترجمه نا پذیر ِ زبان ِ آن جامعه ، منطبق است . آن چه کوشش ِ سیاهان را در مورد لغو ِ قیمومت ِ ما در معرض ِ خطر ِ جدی قرار می دهد ، آن است که مبشران ِ گوهر ِ زنگی مجبورند کتاب ِ مقدس ِ خود را به زبان ِ فرانسوی انشا کنند . سیاهان که بر اثر ِ برده فروشی در چهار گوشه ی دنیا پراکنده اند ، زبانی مشترک ندارند . برای دعوت ِ ستمکشان ِ به یگانگی باید به کلام ِ ستمگر متوسل شوند .