يادداشت ها
تفريح

شخص ِ مجوسی قبول ِ اسلام کرد . روزه ی ماه ِ رمضان او را به تعب انداخت . پس داخل ِ سردابی شده ، بنای خوردن گذاشت . فرزندش همهمه ی او را شنید . گفت : کیستی ؟ جواب داد : پدر ِ شقی ِ تو نان ِ خود را می خورَد و از مردم می ترسد !

از : رنگارنگ ، علی اکبر اعتماد ، تبریز ، کتاب فروشی قرشی ، 1339 ش ، ج2 ، ص 237 .