يادداشت ها
كشف حقيقت و پرونده سازي

 مصطفي شعاعيان

 

در اصول، هر گون گردآوري "اسناد‍"ي، له يا عليه هركس كه در رابطه ي تنگاتنگ و آزادانه و به ويژه درون سازماني با او به سر مي بريم، فقط و فقط در صورتي مي تواند معني اسناد و مدارك دهند كه اولاً، آن برگه ها را با خود آن شخص نيز در ميان گذاريم، تا از برخورد او نيز به كشف حقيقت نزديك شويم و ثانياً، بايستي آن چه را كه در حركات چنين كساني نادرست تميز مي دهيم، در زودترين زمان ممكن، به مانند يك انتقاد، با روشني و صراحت با خود آن اشخاص در ميان گذاريم تا هر آينه تشخيصمان صحيح بود، از آن ها بخواهيم كه بدون درنگ در تصحيح خود بكوشند. اگر چنين نكرديم و پيوسته در نزد خود، اوراق پرونده ي كساني را افزون تر و افزون تر كرديم و سرانجام كوهي كاغذين از آن ها به پا داشتيم ، آن گاه هيچ كاري جز پرونده سازي پليسي و تبهكارانه انجام نداده ايم و رأي محكوميتي هم كه بر اين پايه صادر شده است، صرفاً رأيي ست همانند آراي دادگاه هاي نظامي آريامهري!

 

از : هشت نامه به چريك هاي فدايي خلق: نقد يك منش فكري، مصطفي شعاعيان، به همت خسرو شاكري، تهران، ني، چاپ نخست : 1386 ، ص 80.