يادداشت ها
دفاع شخصي اپورتونيستي

 

مصطفي شعاعيان 

و من دفاع شخصي اپورتونيستي را به آن چنان دفاعي مي گويم كه آدمي عملي را كه خود، انجام داده است، نه آماده باشد كه با ستون فقرات كشيده ، از درستي آن دفاع كند، و يا اگر به درستي ِ آن باور ندارد، به جاي اين كه با بُرّايي مسئوليت خطاي خود را خود، به گردن گيرد، دور و بر را وارسي كند تا هر كسي را مساعد ديد، گناه آن را به دوش او بار كند.

يك كمونيست  كه جاي خود دارد و بهتر است اصلا حرفش را هم به ميان نياورد؛ يك انقلابي متوسط هم باز خيلي ست؛ يك انسان معمولي، منتها انساني كه دست كم رابطه را با انسانيت ِ پيشرو ِ زمان خود در خود، احساس مي كند، نسبت به رفتار خود، همواره يكي از اين دو شيوه را بر مي گزيند:

الف) اگر انديشه ها و كارهايش به نظر درست است، از آن ها با سربلندي ياد مي كند و به دفاع جانانه از آن ها بر مي خيزد، ولو سراپاي اين سپهر افسانه اي، انباشته از كساني باشد كه دهان گشوده و پاي در ركاب و تيغ كشيده ، با او دشمني كنند.

ب) و اگر اين يا آن انديشه و كارش، و حتي همه ي انديشه ها و كارهايش هم به نظرش نادرست مي آيد، ولو اين كه هيچ تنابنده اي هم از آن آگاهي  نيافته باشد، با اين همه، با آوايي رسا به لغزش خود اعتراف مي كند و با انتقاد از خود، نه تنها در درست كردن خود، دست به كوشش مي زند، بلكه شيوه ي برخورد پيشروانه با خطا را نيز به بسا كسان ديگر مي آموزد.

شيوه هاي ديگر ، مانند ماست مالي كردن، گناه را به گردن ِ اين و آن انداختن، يواشكي در رفتن،  به فراموش كاري سپردن و غيره، همگي شايد با سردوشي و مدالِ سپاس هم پيوسته باشند- كه معمولا بوده اند- با اين همه، آن كس كه چيزكي در درونش از منش ِ كارگري به جوشش درآمده است، همواره بر پايه ي شيوه هاي دوگانه ي بالا رفتار خواهد كرد.

 

از : هشت نامه به چريك هاي فدايي خلق ( نقد يك منش فكري )، مصطفي شعاعيان، به همت خسرو شاكري، تهران، نشر ني، چاپ نخست : 1386، صفحه ي 56 .