يادداشت ها
در باره ی ستايش خدا

 

با وجود ِ ترس آور بودن ِ انکار ِ الطاف ِ خداوندی ، دست کم دو نویسنده ی سده ی چهارم / دهم پرسیده اند ، در صورتی که خداوند به انسان چیزی ندهد ، چرا باید وامدار ِ خداوند باشند ؟

یکی از این نویسندگان که در اوایل ِ سده ی چهارم / دهم در بخارا می زیست ، می نویسد : " چون مستمند هستم ، خدا را ستایش نمی کنم . کسی باید خدا را ستایش کند که قدرت و ثروت دارد . البته نوح ( حاکم سامانی ) خدا را می ستاید ، زیرا سرزمین ِ مشرق ، مطیع اوست . اما چرا من باید خدا را ستایش کنم ؟ قدرت ِ من کجاست ؟ خانه ی من ، اسب ِ من ، عنان و کمر ِ زرین ِ من کجاست ؟ ... آیا باید خدا را بستایم ، در حالی که مالک ِ یک قطعه زمین هم نیستم ؟ اگر در این صورت ، خدا را بستایم ، منافق خواهم بود . آری ، چنان چه خداوند به من نعمتی می داد ، آن هنگام تا زمانی که نوری در آسمان بود ، از ستایش ِ خدا باز نمی ماندم ، اما ستایش کردن ِ کسی که در شرایط ِ دشواری زندگی می کند ، واقعی نیست " .

از : اوضاع اجتماعی در دوره ی آل بویه : وفاداری و رهبری در جامعه ی اسلامی سده های نخستین ، روی پرویز متحده ، برگردان : محمد رضا مصباحی – علی یحیایی ، مشهد ، خانه ی آبی ، چاپ نخست : 1388 ، ص 85 .