يادداشت ها
چرا ماليات حقه وصول نمي شود؟

 

حسين شايسته – وكيل دادگستري

همه مي دانند كه ماليات دولت به ميزاني كه حقا بايد وصول شود، عايد صندوق دولت نمي گردد و تاكنون نيز هيچ يك از دستگاه هاي وصول ماليات ادعا نكرده اند كه ماليات حقه ي دولت را تمام و كمال وصول نموده اند. در صورتي كه بسياري بر اين عقيده هستند كه مؤديان مالياتي حتي بيش از آن چه كه به عنوان ماليات به صندوق دولت عايد مي شود ، به عنواين مختلف پرداخته اند.

حال علت اين امر چيست؟ چرا در طول مدتي كه ماليات ها طبق قوانين موضوعه بايد وصول شود ، متصديان امور نتوانسته اند آن  چه را كه قانونا بايد ماليات بگيرند، وصول نمايند و راه حل مناسبي براي اين منظور به دست آورد؟

اين كه ماليات حقه وصول نمي شود ، دو علت دارد كه علت دوم آن را نقص دستگاه وصول بايد دانست. اما علت اوليه عدم وصول ماليات حقه را بايد در خود قوانين مالياتي جست و جو كنيم.

علماي بزرگ علم ماليه و كساني كه تجربه هاي گران قيمتي در امور مالي دارند ، عقيده مندند كه اصولا مالياتي قابل وصول است كه داراي شرايط خاص اين قانون باشد. و الا صرف نوشتن قانون ماليات و امر به اجراي آن هرگز نمي تواند مؤدي را براي پرداخت ماليات و مأمورين وصول را براي اخذ آن آماده نمايد. اينك نظرات كلي صاحبان عقيده ي فوق را در شرايط ِ ماليات ِ قابل وصول به طور فهرست توضيح مي دهم :

1- ماليات بايد عادلانه بوده ، سخت و كمرشكن نباشد و در هر حال ، از ابتدا سنگين جلوه نكند. غرض از عادلانه بودن ماليات، تساوي افراد در مقابل پرداخت نيست، بلكه غرض آن است كه از مؤدي در مقابل عدم انجام عملي كه از قدرت او خارج بوده است، توقع ماليات نداشته باشيم.

2- ماليات به سهولت قابل وصول بوده ، جريمه ي عدم پرداخت آن نيز سنگين نباشد، زيرا اگر جريمه ي سنگين براي عدم پرداخت مالياتي قايل شويم ، مؤدي كه به علتي نتوانسته است به موقع ماليات خود را بپردازد، همين كه مواجه با جريمه ي سنگين شد، سعي مي كند  كه حتي القوه خود را در عدم پرداخت ماليات مبرا جلوه دهد تا بالمآل دچار جريمه ي سنگين نشود.

3- قانون مالياتي نبايد جز در موارد غير ضروري تغيير كند و لااقل بايد در مدت معيني باقي بماند تا مؤدي همه روزه در تزلزل تغيير قانون نباشد تا پرداخت ماليات را براي آن مدت، وظيفه ي خود تشخيص دهد.

4- تماس مؤدي با مأموران وصول، هيچ و يا لااقل به قدري باشد كه ايجاد مزاحمت ننمايد.

5- در عين حال كه عمده ي علت وصول هر مالياتي براي رفع حوايج مادي دولت است، ولي بيش و كم به منظور اصلاح امري يا مصلحت خاصي بايد جلوه كند ، به طريقي كه اشخاص روشن فكر و عقلاي قوم ، خود به خود اخذ چنين مالياتي را تجويز كنند.

6- قانون مالياتي بايد كاملا صريح و روشن و غير قابل تفسير باشد ، كه هم مؤدي راه فراري نداشته باشد و هم مأموران وصول نتوانند با تفسير قانون براي او چاره جويي كنند .

7- ماليات نبايد فكر قاچاق را در مؤدي تقويت نمايد.

8- حتي الامكان تشخيص ماليات نبايد به نظر كارشناس منجر شود و دولت بايد خيلي به مؤديان خود، اطمينان داشته باشد، يعني بايد كاري كرد كه اطمينان متقابل ايجاد شود و حتي اختلاف حساب بين دولت و مؤدي بايد از دو طرف جداً قابل برگشت باشد.

9- در صورتي كه قانون مالياتي با شرايط مذكور تدوين شد، آن گاه خدعه و تزوير و تباني ميان مؤدي و مأموران دولت براي عدم پرداخت ماليات بايد مجازات داشته باشد.

 

از : مجله ي آينده ، دوره ي چهارم ، ش 2 ، ش.م 42 ، آبان ماه 1338 ، ص 102 – 106 . ( با تلخيص و دخل و تصرف )