يادداشت ها
ستايشگران ِ ترياك

 

فراموش نشود ، تنها مردم چين و هند نبودند كه به دام ترياك گرفتار گرديدند و اسير استعمار شدند ، بلكه استعمارگران مانند هميشه ازاين زهر خطرناك هم براي ايران به ارمغان آوردند و درميان مردم مخصوصا رجال دولت ودربار صفويه و ملازمان  ِ مخصوص رواج دادند و با آلوده ساختن ِ طبقه ي عالي ِ اجتماع ، ديگران هم طبق عادت ِ ديرينه به تقليد پرداختند وايرا ن به  تدريج به بلاي افيون گرفتارگرديد . چه مي دانيم ، شايد كاسه اي زير نيم كاسه بوده كه بساط ترياك كشي و كشت ترياك را درايران رواج دادند و درهمان سالي كه در چين حدود هيجده هزارتن ترياك وجود داشت ، چهار صد و سي تن ِ آن را ايران ارسال داشته است.

باري ، سود ِ استعمارگران ايجا ب مي كرد كه ا ز طرفي ، افكار و اعصاب ِ ايرانيان را به مواد مخدر آ لوده سازند و ازسوي ديگر ، قسمتي ازجنس بازار ِ چين را از ايران آماده نمايند و بدين وسيله ، اعصاب و افكار ِ مردم ِ چين و ايران را قبضه كنند و نگذارند در راه ترقي و عظمت گام بردارند.

باري ، ايرانيان به بلاي ترياك و شيره گرفتار شدند ، بلكه تا آن جا عاشق ِ پاك باخته شدند كه شعراي ايران را وادار به سرودن ِ شعر دربا ره ي ترياك ، حقه ، وا فور و ... نمودند.

چه مي دانيم ، شايد استعمار گران به خو اب ِ شعراي عصر آمدند و آنان را به سرودن شعر درباره ي مواد افيوني تشويق نمودند تا بدين وسيله ، اجتماع را علاقه مند به ترياك سازند و به مقاصد ِ استعماري ِ خويش برسند . نا داني ِ مردم و يا دست ِ استعمار و يا هردو در ادبيات ايران هم اثر گذاشت و اشعار فرا واني به مضا مين ِ مختلف در باره ي ترياك و وا فور سرودند كه نمونه هاي آن ازنظر شما مي گذرد .

سا قي نامه

بكن عادت ِ خويش ، وافور را

رها سازد از معصيت ، او ، تو را

 

به وافور بنما توجان را فدا

كه آ سوده باشي تو ازهر صدا ...

 

بوَد دا ئما ذكر ِ او يا مجير !

چون ا ز وي بر آ يد خروش ونفير

 

 

منا جات نا مه

يا رب ! تو ببخشا گنه ِ وا فوري

يك لحظه مفر ماي به آن ها دوري

هرعصر برايشان پيا پي برسان

ترياك ِ دگر، چايي  ِ دم در قوري

 

پند و اندرز

هركه نبْوَ د خادم ِ وافوريان

دست ِ او كوته بوَ د ازحوريان

گر بهشت ِ نقد خوا هي ، اي كيا !

يك قدم ، رو سوي وافوري بيا

 

غزل

همدمي اين دم به ازوا فور نيست

كي توان بي حضرتش يك لحظه زيست ؟

 

عرفان

معني  ِ اجما لي ِ آن را بدان

واو ِ او ، واصل به حق ، جز آن مدان

هم الف ازالفت و احسان بوَ د

فاني ِ في ا لله ، فا ي آن بوَ د ...

تك بيت ها

نازم به حَب هاي شريفش كه هر يكي

فورا علاج ِ درد ِ شَل و كور مي شود

***

وافور ، تو را عا قل و فرزانه نمايد

صد حيف كه از فا يده اش هيچ نداني

  

اين هم از يك تصنيف

اي رفقا ، من كه مي بينيد خوشم

تريا كي ام ، روزي دو بس مي كشم

***

باري ، اين همه شعر وا دب به خا طر ِ اين بود كه استعمارگران بتوانند به مضمون ِ زير برسند :

برو ، درياب وا فورو بزن بست

چه غم داري كه ايران رفت از دست ؟ !

دور انديشان

در مقابل آن اشعار پند و اندرز ، ساقي نامه و مناجات نامه ها، روشن بينان و دور انديشاني كه داراي علاقه به وطن بودند و آنان كه درد دين و وطن داشتند ، به مبارزه با اشعار ترياكيان پرداختند و اشعار فراواني در مذمت ترياك و وافور سرودند كه نمونه ي آن، اشعار زير است :

اگر حبّي كشيدي، از تو موسي

نهادي كار قوم خود، به عيسي

 

اگر رستم ز تو حبي كشيدي

به كنج خانه ي زال آرميدي

 

اگر يك حب كشيدي از تو چنگيز

نمي شد اين قدَر بي باك و خون ريز

 

به خود مي گفت كز عالم گذشتيم

ز عالم هيچ، از خود هم گذشتيم

 

اگر حَبّي ز تو نادر كشيدي

ز فتح هند و ايران، دل بريدي

 

يقيناً بر نمي آمد زماني

دگر از عهده ي اشتر چراني

 

ز ترياكي كه گفتيم و شنيدي

به ناپلئون اگر حَبَّي رسيدي

 

نمي شد داخل سربازي اصلاً

نمي شد داخل سربازي اصلاً

 

اگر ويلهلم شاهنشاه ژرمن

زغال چكسَني مي جست يك من

 

زمام مملكت از دست مي داد

دو عالم از پي يك بست مي داد

 

شد از اين سمّ مهلك، ملت ِ جم

دچار فقر و سختي ، ذلت و غم

 

سراسر، كشور سيروس درهم

شده بُد مشدي اكبر يادگارم

***

اما از آن جايي كه دست استعمار، هميشه از زير آستين هاي رنگارنگي بيرون مي آيد ، اين مرتبه از آستين كسي بيرون آمد كه قيافه ي حق به جانبي به خود گرفت و رساله ي فتوايي درباره ي ترياك و وافور ، نوشت و اينك چند مسئله ي آن :

1- اگر وافوري شك كرد كه يك بست كشيده يا دو بست، بايد از سر بگيرد !

2- سوخته ي ترياك كشيدن در حال اضطرار و عدم ترياك ، عيبي ندارد ، ولي با بودن ترياك ، كشيدن سوخته، حرام است.

صرف نظر از امثال مسايل بالا ، مطالبي درباره ي آداب شركت در مجلس و آداب وافور كشيدن و وظايف ِ صاحب مجلس ذكر شده و سپس فتواي مهم تاريخي درباره ي روزه گرفتن وافوريان كه هدف اصلي استعمارگران است ، صادر گرديده است :

« در ماه مبارك رمضان ؛ براي حضرات وافوريان، خواب شب ، حرام است . بايد شب را وافور بكشند و در عوض خواب، روز را كه روزه هستند تا دو ساعت به غروب ِ آفتاب مانده،  بخوابند و پس از بيدار شدن در تدارك و تهيه ي اسباب وافور باشند و اَحْوَط آن است كه با وافور افطار نمايند و دعاي اللهم لك صمت و علي رزقك افطرت و عليك توكلت را موقع چسبانيدن حَب و كباب نمودن آن بخوانند. »

راستي با اين همه نقشه ها، با اين همه عوام فريبي ها ! با اين همه زرق و برق ها ، ديگر نبايد از گرفتار شدن حدود نصف مردم ايران در آن دوران به ترياك وحشت كرد و تعجب نمود ، زيرا دست استعمار نيرومند است.

آري، با توجه به نقشه هاي عميق دوران گذشته است كه هنوز هم آثار شوم اين زهر خطرناك به صورت هاي مختلف و مواد متعدد به چشم مي خورد و مشكلات فراواني را به همراه دارد ، تا روشن بينان به خود آيند و ريشه ي اين زهر كُشنده را از اجتماع براندازند.

 

 از : اعتياد هاي خطرناك ، مصطفي زماني ، قم ، پيام اسلام ، بي تا ، ص 160 تا 168 . ( با اندكي دخل و تصرف )