يادداشت ها
درباره انتقادهاي حکيمي

پایان این بحث را اختصاص می دهم به اخبار و آمار درباره فقر عوارض سوء آن در ایران.این اخبار ناگوار بیشتر مربوط است به سال های 1365-1375 ؛ یعنی در همان هنگامی که استاد حکیمی از وضع موجود کشور بیشتر شکوه و شکایت می کرد.هدفم از ارائه این اخبار،مستند کردن نظر حکیمی است.می خواهم نشان بدهم که انتقادهای وی از وضع موجود که بیشتر درباره محقق نشدن ِ عدالت ِ اقتصادی است و اهتمام نورزیدن مسئولان به فقرزدایی تقریبا یا تحقیقا درست و معقول است و اوضاع جاری کشور مویّد ِ آن.وی – اگرهم گفته شود نادرست،اما از سر ِ دین داری و عدالت باوری و فقرستیزی است که با سیاست جاری در کشور مخالف است و اولیای امور را بایکوت کرده و " هذا فراق بینی و بینک" گفته است.او نه منافعی را در انقلاب از دست داده است و نه چیزی می خواهد و نه با کسی مسئله شخصی دارد و نه خود را طلبکار ِ کسی می داند.حتی یک فعال سیاسی هم نیست و بیشتر در حاشیه جامعه زندگی می کند و در هیچ دسته بندی سیاسی وارد نشده است و رهبر ِ هیچ دسته سیاسی نیز نیست.منافع شخصی و مصالح گروهی ندارد و خودش است و یک خانه بدون همسر و فرزند و اثاث لازم و در زیر این چرخ کبود،آزاد ازهرچه رنگ تعلق پذیرد.پس درباره او هیچ احتمال سوئی نمی رود و هیچ انگیزه شخصی و نفسانی دخیل نیست.

ادامه دارد ...