يادداشت ها
انتقادهای محمدرضا حکیمی


در دهه سوم انقلاب،انتقادهای [محمد رضا] حکیمی صریح تر و تندتر شده است.وی دیگر وضع موجود را از اسلام تفکیک می کند.او در ضمن مقاله ای [ عاشورا مظلومیتی مضاعف] خطاب به جوانان و مردم اعلام کرد: « [...] فکر نکنید اسلام در قضاوت،در عدالت ِ معیشتی و اقتصاد ،در تربیت و مساوات،در حفظ حرمت و کرامت انسان و ... این است که اکنون در کشور ما اغلب عمل می شود.و معامله اسلام با انسان از این دست است که می بینیم.و بی خبری حاکم اسلامی و دیگر عواملش از خون دل خوردن مردم همین گونه هاست.

همچنین در ضمن مقاله ای دیگر[با جاری صلابت اعصار] خطاب به حاکمان نوشت:حکومت اسلامی پیشکش!عدالت علوی[...] نیز پیشکش تان !بگذارید انسان در برابر چهار نفر بیگانه از اسلام و مطلع از این اوضاع،خجالت نکشد و بتواند اسم اسلام را بر زبان بیاورد.

آری!اسلام و اسلام و اسلام.اینک حفظ آبروی دین ،بزرگ ترین دلمشغولی استاد حکیمی است.وی می هراسد که قصورها و تقصیرها در انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی به نام اسلام تمام شود و مردم بپندارند که اسلام همین است که از آن سخن می گویند.او می خواهد بنمایاند که اسلام چنین نیست که امروزه،علی الاغلب در ایران عمل می شود و آنچه پسوند « اسلامی» دارد،الزاماً و دقیقاً اسلام و اسلامی نیست.

استاد حکیمی به درستی می گوید که « این انقلاب ، آبروی اسلام را گرو گذاشته است».اما چون این سخن – چنان که شاید-نصب العین مسئولان امور نیست،وی می کوشد حساب انقلاب و حکومت و اشخاص را از اسلام و ارزش ها جدا کند.

از: راه خورشیدی( اندیشه نامه و راه نامه استاد محمدرضا حکیمی)،محمد اسفندیاری،قم،دلیل ما،چاپ یکم:1382،ص 270 و 271.