گفتگو ها
گفت و گو با شهرآرا (2 )

روزنامه ي شهرآرا،  ۱۳۸۹/۱۱/۲۱

جلال قيامي ميرحسيني شاعر و پژوهشگر، نقد و بررسي مرحوم قيصر امين‌پور را بر مجموعه شعر «قيام نور» سروده نصرا... مرداني نقطه عطفي در نقد شعر انقلاب مي‌داند و مي‌گويد: «متاسفانه به دلايلي اين خط پيگيري نشد و خيلي زود از بين رفت و شعر انقلاب به مسيري يك‌طرفه افتاد و به جاي نقد و رشد، نوعي توصيف‌هاي تكراري و «شعر نوشتن» نه «شعر سرودن» آن هم از روي دست همديگر اتفاق افتاد. اگر خط سيري را كه قيصر امين‌پور پيش گرفت تداوم پيدا مي‌كرد شايد به جاهاي بهتري مي‌رسيديم. در واقع شعر انقلاب خيلي زود به مدح و ستايش رسيد و تقريبا به جرياني موسوم به «شعر درباري» كه هميشه از آن متنفر بوديم، نزديك شد.»
نويسنده كتاب «ده چهره، ده نگاه» مي‌افزايد: «در اين سال‌ها تنها كسي كه شايد مقداري اين خط را پيگيري كرد محمدكاظم كاظمي بود كه سعي كرد با نقد و بررسي‌هاي خود شعر انقلاب را به شكوفايي برساند ولي جريانات سياسي كه پيش آمد شعر انقلاب را به سوي «جزمي گرايي» سوق داد و خود كاظمي هم به‌تدريج مغلوب همين جزميت شد. در نقد او هم شكوفايي و پيگيري كه انتظار مي‌رفت كمرنگ شد و اين جاي تاسف است كه شعر انقلاب را به چيزي شبيه شعر درباري تبديل كرده‌ايم، طوري كه بيشتر محدود به مدح و ستايش شهيدان، ائمه يا شخصيت‌هاي سياسي و مملكتي شده است!»
شاعر مجموعه‌هاي «معشوق باستاني سنگ» و «من آينه‌ام، تو آفتابي» درباره رسيدن به جرياني اصلاح‌گرا و تغيير بينش و نگرش جامعه به شعر انقلاب تصريح مي‌كند: «مشكل اين است كه با توجه به اينكه 30سال از انقلاب مي‌گذرد هنوز احساس مي‌شود كه انگار جمهوري اسلامي تثبيت نشده است! وقتي از ادبيات معاصر صحبت مي‌كنيم چرا عده‌اي اصرار دارند از شعر انقلاب صحبت كنند؟ مگر اينكه جامعه ما تثبيت نشده باشد! نمي‌دانم چه اتفاقي افتاده اما انگار جامعه ما هنوز تثبيت نشده است؟! در ادبيات دنيا گونه خاصي با عنوان جبهه و جنگ ندارند و اين جزيي از همه ادبيات آن‌هاست.
جنگ مقطعي بود و تمام شد. چرا نبايد جشنواره و كنگره‌ها را تمام كنيم؟
ارزش‌ها را به‌صورت‌هاي ديگري هم مي‌شود ماندگار كرد. كنگره لازم نيست حضور كنگره‌ها نشان‌دهنده وضعيت عدم تثبيت است»!