گفتگو ها
نبض شعر امروز در تهران هم نمی زند !
طرح اقتراح : محمد رمضانی فرخانی

1- « خراسان ، قطب شعر امروز فارسی ست » ؛ این نظریه را می پذیرید یا خیر ؟

اصطلاح « قطب بودن » را درست نمی فهمم . اگر مراد این است که نبض شعر امروز در خراسان می زند یا نه ؟ پاسخ من این است که خیر ! هم چنان که نبض شعر امروز در تهران هم نمی زند ؛ شاید آن را در میان « شاعران ایرانی مهاجر » در خارج از کشور بتوانیم بیابیم. ولی در شعر دیروز نزدیک به امروز فارسی ، چهره هایی در خراسان ظهور کرده اند که ارزشمندند و مشهور و اکنون نیز در قید حیات اند ، هم چون دکتر شفیعی کدکنی ، اسماعیل خویی ، نعمت میرزازاده و محمد قهرمان .
خراسان : آیا منظورتان از شاعران ایرانی مهاجر شخص یدالله رویایی ست ؟

قیامی : مقصود بنده هم رویایی و هم آن گروه از شاعرانی ست که حتی برای ما شناخته شده نیستند . حقیقت امر این است که نمی دانم « سفر » در شاعران سفر کرده ، چگونه تأثیری دارد که وقتی شما با شعرهای بعضی از این شاعران مواجه می شوید ، واقعأ احساس می کنید که نبض شعر امروز فارسی در این شعرها می زند .

2- آیا تقسیم بندی اقلیمی در عرصه ی شعر امروز ، پذیرفتنی ست یا خیر ؟

اما سؤال دوم : شکی نیست که تقسیم بندی اقلیمی در رمان نویسی دیده می شود ؛ مثلا رمان کلیدر یا رمان های احمد محمود را می شود به اقلیم هایی خاص نسبت داد . ولی چنین چیزی در شعر فارسی در ازتباط با لهجه های محلی قرار می گیرد . مثلا شعر محلی تربتی ، شعر محلی لهجه ی مشهدی . هرچند تأثیر محیط زندگانی شاعر در شعر او را از جهت محتوا و تصویر نمی شود انکار کرد ، اما این مسئله آن قدر در شعر معاصر مشخص نیست که بتوان آن را تقسیم بندی اقلیمی کرد .

3- ویژگی بارز شعر امروز خراسان را چه می دانید ؟

سؤال سوم : شعر امروز خراسان به هر حال ، جایگاه خود را در شعر معاصر فارسی دارد ، اما این جایگاه ، بیش تر به شعرای جوان یا میانه سال ارتباط می یابد ؛ چهره هایی هم چون کلاهی اهری ، آزیتا قهرمان ، نازنین نظام شهیدی ، دبیری جوان و ... .
(روزنامه ی خراسان ، ش 14389 ، سه شنبه ،31 / 1 / 1378 )