گفتگو ها
تابلوی نفیس زبان خراسانی
تابلوی نفیس زبان خراسانی
مصاحبه با روزنامه شهرآرا ( چهارم ، شهریورماه، 1398)
زبان او، نمونه عالی زبان خراسانی است
قیامی میرحسینی، شاعر و پژوهشگر ادبیات، درباره اینکه اخوان ثالث چرا و چگونه به سمت شعر نو رفت، می‌گوید: شاعرانی که به شعر نو روی می‌آورند 2 دسته هستند؛ یک دسته آن‌هایی که از سرودن در قالب‌های کهن عاجزند. این‌ها فقط شعر نو می‌گویند یا شعرهای قالب کهنشان خیلی ضعیف است، از جمله خود نیما، و دسته دیگر گروهی هستند که شعرهای در قالب کهنشان قوی است و شعرهای نو را هم قوی می‌سرایند. اخوان ثالث، نعمت میرزازاده و اسماعیل خویی از این دسته‌اند. از قضا هر 3 نفر به اضافه دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، خراسانی هستند. اخوان ثالث که در مشهد رشد و نمو کرد، در جوانی تحت تأثیر شاعران مشهدی مانند مرحوم محمود فرخ و محفل ادبی او بود. بنابراین چون سبک کهن و پایه‌های اساسی شعر را به خوبی آموزش دیده بود، در سبک نو هم به خوبی شعر می‌گفت. اخوان به‌دلیل تربیت شدن توسط استادان شعر خراسانی، زبان شسته‌رُفته خراسانی پیدا کرده بود. یعنی اگر ما بخواهیم در شعر معاصر نمونه عالی زبان خراسانی را در تابلو بگذاریم، بهترین نمونه آن شعر اخوان ثالث است. او به راحتی توانست با شعر کهن و زبان خراسانی پلی بزند به شعر امروز و عناصر شعر امروز را با عناصر شعر کهن تلفیق کند و چیزی نو و جالب و جذاب به وجود بیاورد.
اما اخوان با وجود موفقیت در شعر نو، هیچ‌وقت قالب‌های کلاسیک را رها نکرد و قیامی میرحسینی نیز با تأیید این موضوع خاطرنشان می‌کند: اخوان از شعر کهن به شعر نو هجرت نکرده بلکه شعر نو را به عنوان قالبی در کنار شعر کهن پذیرفته بوده است، چنان‌که تا آخرین لحظات عمرش به هر 2 شیوه می‌سروده است. سندش هم آخرین کتابش، «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم»، است. این کتاب حاوی شعرهایی است که او در اواخر عمرش سروده است و همه هم در قالب شعر کهن است. باید گفت اخوان ثالث شعر نو را به عنوان یک قالب در کنار قوالبی مانند قصیده و غزل و رباعی و... پذیرفته بوده است. او پایی در شعر کهنه دارد و دستی در شعر نو. شعر کهن را بسیار خوب هضم کرده و فراگرفته بوده است، شعر کهنش عالی بوده و چون در دوره معاصر زندگی می‌کرده، در اشعار نو خود نگاهی معاصر به قضایا داشته است، نه یک نگاه از کار افتاده کهنه ارتجاعی.
اما مهدی اخوان ثالث در شعر نو فقط دنباله‌رو نبود و بر شعر نیمایی تأثیر هم گذاشت، چنان‌که به قول قیامی‌، او با زبان استوار خراسانی خود و عناصر باستانی و کهنی که در چنته داشت غنا و رنگ تازه‌ای به شعر نو بخشید.
از سوی دیگر محتوای شعرهای اخوان که پیوند‌خورده با روح زمانه است، صراحت کلام دارد و از این نظر از نیما فاصله می‌گیرد. قیامی یادآور می‌شود که صدای اخوان رساترین صدای مردم ایران بعد از کودتای 28 مرداد است و آن یأس و ناامیدی و اندوه فراگیر ایران بعد از سرنگونی دکتر مصدق را به خوبی در شعر اخوان می‌توان دید.