گفتگو ها
فخر شعر خراسان: گفت وگو با جلال قیامی میرحسینی به مناسبت سالروز درگذشت سید محمود فرخ خراسانی [ روزنامه شهرآرا دوشنبه دوم اردیبهشت 1398 شماره 2806]


گفت‌وگو با جلال قیامی میرحسینی به مناسبت سالروز درگذشت «سید محمود فرخ خراسانی»

فخر شعر خراسان

از حضور علمایی همچون «ادیب نیشابوری» و «شیخ محمد‌حسین سبزواری» بهره برده بود. گفته می‌شود مدتی هم در مسئولیت‌های مختلف حضور یا تأثیر داشته است.



شهرآرا آنلاین - غلامرضا زوزنی‌|  به پاس تلاش‌هایش در حوزه شعر و ادبیات خراسان اواخر عمرش به عنوان استاد افتخاری دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد معرفی می‌شود. «سید محمود فرخ خراسانی» (١٢٧۴-دوم اردیبهشت ١٣۶٠ خورشیدی) متخلص به «فرخ» که نام و آوازه‌اش در شعر خراسان در سراسر ایران پیچیده است و ازجمله شاعران بانفوذ و قدرتمند خراسان بوده است. مصاحبت با شعرای نامی همانند ملک‌الشعرا بهار، مهدی اخوان ثالث و دیگران از جمله اتفاقات زندگی اوست. با اینکه سروده‌های ارزشمندی از او به‌جامانده‌است، فرخ تنها به عنوان شاعر معاصر شناخته نمی‌شود و او را پیش‌برنده جریان شعر کلاسیک می‌دانند.این روزها بحث احیای منزل آن مرحوم یا همان «خانه فرخ» که در زمان حیاتش محل برگزاری انجمن فرخ و محافل ادبی در مشهد بوده است و اختصاص دادن آن به خانه ادبیات مشهد مطرح است و قرار شده با همت مسئولان شهری به حال‌وهوای ادبیات برگردد.

جلال قیامی میرحسینی، شاعر و پژوهشگر ادبی، با اینکه آن‌طور که باید و شاید از محضر مرحوم فرخ بهره نبرده است، کسی است که با علاقه دیوان فرخ را تصحیح کرده و به چاپ رسانده است. با او که از سال ١٣۶٣ یعنی ٣ سال بعد از فوت محمود فرخ به انجمن ادبی فرخ پیوسته است، درباره آن شادروان و جنبه‌های ادبی و شعری‌اش گفت‌وگو کردیم.

 

﷯ شما همت داشتید و دیوان مرحوم فرخ را تصحیح و چاپ کردید. درباره شرایط کار روی این دیوان توضیحاتی به خوانندگان ما بدهید.

نسخه‌های مختلفی از دیوان مرحوم فرخ وجود داشت. یک نسخه را مرحوم ذبیح‌ا... صاحبکار گردآوری کرده بود. ٢ نسخه به خط خود مرحوم فرخ موجود بود. یک نسخه دیگر بود که تعدادی از اشعار او در آن موجود بود و در اختیار آقای جواهری، یکی از نزدیکانش، بود که دست‌به‌دست به ایشان رسیده بود. حتی یک نسخه را هم برادر مرحوم فرخ تهیه کرده بود. تعدادی از این اشعار هم چه در جُنگ «سفینه فرخ» و چه در جراید چاپ شده بود. همه این‌ها منابعی بود که جمع‌آوری کردم و به کمک آن اشعار را تصحیح کردم و به چاپ رساندم. مجموعه سروده‌های فرخ تا قبل از این به این جامعیت چاپ نشده بود. حلقه ادبی مفقوده‌ای در شعر خراسان وجود داشت که با منتشر شدن این دیوان، جای خالی آن پر شد.

 

﷯ چه شاخصه‌هایی در شعر آن مرحوم وجود دارد که باعث شده است -به نظر شما- شعر فرخ حلقه مفقوده شعر خراسان باشد؟

شعر فرخ از اشعار همه شاعران دیگری که به سبک خراسانی می‌سرودند به اسلوب قدمای ما نزدیک‌تر است. درواقع می‌توان گفت شاعرانی مثل اخوان‌ثالث یا اسماعیل خویی، نعمت میرزازاده و حتی آقای دکتر شفیعی کدکنی به نوعی میراث‌دار شعر و سخن مرحوم فرخ هستند. حالا اگر دیوان فرخ را نمی‌داشتیم اولا به درستی این میراث‌بری مشخص نمی‌شد و دوم اینکه حال‌و‌هوای شعر خراسان در آن سال‌هایی که فرخ می‌سرود روشن نمی‌شد. الان می‌توانیم نوع انتقال عناصر مکتب شعر خراسان را به شاعران معاصر متوجه بشویم.

 

﷯ با توجه به آنچه شما درباره ویژگی‌های سبکی شعر فرخ گفتید، به نظر می‌رسد که اشعارش امروزی‌پسند نباشد.

واقعیت این است که شعر فرخ برای زمانه خودش است. باید در چهارچوب همان زمان فهم شود. بخشی از اشعار فرخ، محفلی و انجمنی و اخوانیات است. اما آن بخشی که جدی‌تر و شامل دیگر سروده‌های اوست امروز می‌تواند طرفداران خودش را داشته باشد.

 

﷯ مرحوم در برابر شعر نو و جریان شعر نو موضع سرسختانه‌ای داشته است. حتی شنیده‌ام وصیت کرده است در «انجمن ادبی فرخ» احدی شعر نو نخواند!

درست است. اصلا فرخ با شعر نو مخالف بود. شعر نو را نوعی توطئه محافل خارجی علیه زبان فارسی تلقی می‌کرد. البته فرخ در این نظر یکه نبوده است و بعضی از شاعران مانند مرحوم ادیب برومند هم در نوشته‌های خود مکرر به این نکته اشاره کرده‌اند که امروز عده‌ای مأمور هستند که شعر و زبان فارسی را تخریب کنند. اساسا شعر نو را برای زبان فارسی مضر می‌دانسته است؛ بنابراین در انجمن فرخ هم شعر نو تقریبا خوانده نمی‌شد؛ اما وصیتی در کار نبوده است که بگوییم وصیت مکتوبی بر این مبنا موجود باشد. به هر حال شعرایی که در انجمن فرخ حضور داشتند، مطلع بودند که مرحوم محمود فرخ با شعر نو میانه‌ای ندارد و مخالف است و آن‌ها هم به نگاه او احترام می‌گذاشتند. این طبیعی است که وقتی ما در حضور بزرگی قرار بگیریم و بدانیم که او از رفتاری خوشش نمی‌آید، آن رفتار را انجام ندهیم. افرادی در گذشته بودند و امروزه هم هستند که در ادبیات به دنبال تخریب زبان فارسی بوده‌اند و این‌ها باعث می‌شدند مردم به تدریج از هرچه شعر است به‌تدریج بیزار شوند. روی سخن مرحوم فرخ این افراد است، والا مثلا با اخوان که شعر نو او ریشه در شعر کهن دارد و کاملا فهمیدنی است مخالفتی ندارد. با شعر نوی مخالفت داشتند که کسی چون دکتر تندر کیا در کتاب «شاهین‌ها»ی خودش ارائه می‌داده است. این شعرها سنخیتی با زبان فارسی نداشته و بیشتر گرته‌برداری از زبان‌های دیگر بوده است.

 

﷯ این‌گونه می‌نماید که «انجمن ادبی فرخ»، جنبه ادبی مرحوم فرخ را تحت‌الشعاع قرار داده است. نظر شما در‌این‌باره چیست؟

درست است. مرحوم فرخ بیشتر به عنوان شخصیت ادبی شناخته شده است تا شاعر معاصر. او را باید به عنوان شخصیتی شناخت که جریان‌های ادبی را در مشهد رهبری می‌کرده است. رهبری که جریان‌ساز بوده و شعر خراسان را هدایت می‌کرده است. شعر خراسان و شاعران جوان خراسان به ایشان تکیه می‌کرده‌اند و از او تشویق می‌دیده‌اند. او آن‌ها را راهنمایی می‌کرده است. فرخ جریان شعر خراسان را در زمان خودش از طریق همین انجمن ادبی‌ای که بنیاد گذاشته بوده هدایت و رهبری می‌کرده است. خیلی دربند این نبوده است که چطور شناخته شود. آن خلأیی را که در هدایت جریان شعر خراسان وجود داشته، پر می‌کرده است.

 

﷯ فرخ به گویش مشهدی اصیل هم تسلط داشته است. آیا شعری از او با این گویش و لهجه به‌جا مانده‌است که برایمان بخوانید؟

به لهجه مشهدی شعری ندارد. اما به شاعرانی که با لهجه مشهدی یا لهجه‌های دیگر شعر می‌سرودند توجه می‌کرده و آن‌ها را مورد تشویق قرار می‌داده است.

 

﷯ سرنوشت انجمن فرخ بعد از فوت او چه شد؟

ببینید، مرحوم استاد کمال (احمد کمال‌پور) بعد از فوت مرحوم فرخ این انجمن را اداره می‌کردند. تاجایی که من خاطرم هست گاهی مرحوم قدسی به انجمن می‌آمدند، مرحوم صاحبکار، آقای صدیق، استاد محمد قهرمان، مرحوم باقرزاده به آن رفت‌‌و‌آمد داشتند. حتی افرادی از شهرستان‌ها و تهران می‌آمدند. تا دو‌سه سال منتهی به تعطیلی، انجمن اوضاع خوبی داشت. اما در دو‌سه سال آخر رفته‌رفته تعدادی شاعر سطحی‌ و ضعیف محفل را پر کردند، به‌طوری که به‌تدریج فرزندان مرحوم فرخ، فروزان و فرشته، احساس کردند انجمنی که پدرشان بنیان‌گذاری کرده است دیگر آن جایگاهی را که باید، در شعر و ادبیات خراسان ندارد. راهکار و سازوکاری هم وجود نداشت که این ورود و خروج کنترل شود. درنتیجه خانواده او انجمن را تعطیل کردند.