گفتگو ها
شاعران جوان حوصله مطالعه ندارند!
جلال قيامي ميرحسيني

دومين ميهمان ما « جلال قيامي ميرحسيني» است. او را كمتر در برنامه هاي ادبي مي بينيم. بيشتر سرش به شعر و گاهي هم نوشتن و گردآوري كتابي و خلاصه كار و زندگي گرم است. عليرضا صيدي
شاعري را به چه قيمتي به دست آوردي؟
- به قيمت سال هاي نوجواني و جواني، و تازه هنوز نمي دانم در حدي كه به شعرد ست يافته ام، ارزشش را داشته يا نه و به درستي نمي دانم، آيا مردم مرا به عنوان شاعر پذيرفته اند يا خير
وضعيت شعر و شاعري در روزگار ما چگونه است؟
- وضعيت شعر و شاعري در اين روزگار، جدا از وضعيت امور ديگر نيست ولي هر گروهي فقط مي تواند وضعيت خودش را بهتر ببيند! مثلا با نگاه به صفحه حوادث همين روزنامه، وضعيت اعتقاد و ايمان به معاد و روز قيامت و ترس از حساب رسي به خوبي فهميده مي شود يا با نگاه به افزايش پديده « خست» و « خودخواهي» در اين سال ها، به وضعيت اخلاقي مي توان پي برد.
با نگاه به صف هاي شير و قيمت تخم مرغ هم وضعيت برخي موارد اقتصادي به دست مي آيد. به همين شكل، قياسي كنيد وضعيت شعر و شاعري را. ببينيد جواناني را كه مي خواهند شاعران مطرحي باشند، ولي نه حوصله مطالعه دارند و نه اندك سوادي را كه لازمه مطالعه است، ببينيد جواناني را كه براي چاپ مجموعه شعرشان به اين در و آن در مي زنند و تازه بعد از چاپ، گرفتار مافياي پخش مي شوند و سرانجام، سرخورده تر از پيش باز مي گردند.
ببينيد جواناني را كه مي خواهند شاعران خوبي باشند، اما مربي ندارند و بدتر اين كه هيچ كسي را به عنوان مربي قبول ندارند! شعر مي گويند، اما بر اساس نظريه هاي بيگانه، و هيچ كس حتي خودشان مفهوم شعرهايشان را نمي فهمد و تازه مي گويند لازم نيست مفهومي داشته باشد! شعر مي گويند، ولي شعرشان ربطي به مسائل مردم ما در امروز روز ندارد، و تازه گله دارند كه چرا شعرشان خواننده پيدا نمي كند!
اگر بيشتر بنويسم، حوصله تان سر مي رود، پس همين مقدار بس است.
شاعر تا كجا مي تواند براي دلش شعر بگويد؟
- اگر شاعر، « شاعر» هم باشد، آن گاه مي تواند تا هركجا كه دلش خواست، براي دلش شعر بگويد!
اگر فردوسي نبود؟
- فردوسي، خداوندگار شعر فارسي است و اگر نبود، شعر فارسي، يتيم بود، يتيم!
براي مولانا سخني بگو.
-پرداختن به شعر مولانا، نياز امروز مردم ما نيست، هر چند در جاهايي ديگر به دلايل ديگر، سر و صداي فراواني درباره اش به پا مي كنند، كه ناشي از نيازهاي ديگر است. امروز، اساسي ترين موضوع، فقر و غناست، و هر سر و صدايي كه ما را از جنگ اصلي بازدارد، نوعي خاك در چشم مردم پاشيدن است!
اين همه جشنواره و مسابقه ادبي چه فايده اي براي ادبيات دارد
-هيچ وقت علاقه اي به شركت در جشنواره ها و كنگره ها نداشته ام، اگر كارنامه تاثير اين ها را بر فرهنگ مان بررسي كنيم، شايد تغييراتي در برگزاري آن ها به وجود بيايد.
هنوز هم به نوشتن كتاب مشغول هستي؟
- آخرين كاري كه از من چاپ شده، جلد دوم از مجموعه « ده چهره، ده نگاه» است كه در همين جا از علاقه مندان- و حتي آن ها كه علاقه ندارند!- درخواست مي كنم با خريد آن، مرا در پرداخت قسط هايش ياري كنند تا آخرين كتابم نباشد!
اين نظريه هاي ادبي چه قدر مي تواند به ادبيات كمك كند؟
-اصولا آگاهي از نظريه هاي ادبي اعم از ايراني و غير ايراني براي هر شاعر يا هر كسي كه مي خواهد كار ادبي بكند لازم است اما بحث آگاهي از نظريه هاي ادبي با شعر گفتن از سوي اين نظريه ها متفاوت است.
شاعر بايد نظريه ادبي را اولا با شكل هاي زبان فارسي و فضاي اجتماعي كه در آن زندگي مي كند تطبيق دهد.
ديگر اين كه اين نظريه ها دروني شاعر شده باشد نه اين كه براي عقب نماندن از قافله به صورت كوششي شعري ببافد.
و يك شعر از اين شاعر:
تنها بانگاه
تمام روز
ساكت و آرام
عروسكت را
در بغل مي فشاري
اما با من
سخن نمي توانی گفت
تو
تنها
بانگاه سخن مي گويي
تنها با نگاه
اين را ديگر
ذهن عروسك كوچكت نيز
فهميده است
آه! اي فرشته ی كوچك!
با چشم هاي آبي ات
با من سخن بگو

روزنامه خراسان، ص 12 ادبی و هنری ، ش 16786 ، تاريخ انتشار 13/6/86