مقاله ها
مرغي به گوشه ي قفس اين نغمه مي سرود

 

نگاهي به ديوان خسرو ، شاعر اهل بيت (ع)

*سيد جلال قيامي ميرحسيني

 

مشخصات كتاب : چراغ لاله يا ديوان خسرو ( مدايح و مراثي چهارده معصوم (ع) و غزليات آموزنده ) ، سيد محمد خسرو نژاد ، انتشارات عليزاده ، مشهد ، چاپ دوم ، 1374 ، 5000 نسخه ، قطع وزيري ، 470 تومان.

   سيد محمد خسرو نژاد متخلص به خسرو در سال 1311 در مشهد تولد يافته و پس از سپري كردن دوران كودكي به حرفه ي نجاري روي آورده و در جواني موفق به اخذ ديپلم ادبي شده است و اكنون در يكي از هنرستان هاي زادگاهش به تدريس اشتغال دارد. (1) او خود درباره ي شعرش چنين مي گويد :« از اوان كودكي ميل به سرودن شعر پيدا كردم. ابتدا نوحه ي سينه زني و مصيبت و بعدها با معاشرت دوستان شاعر روي به غزل آوردم؛ ولي هيچ گاه از مدح و مصيبت ائمه ي اطهار (ع) دست برنداشته و اميدوارم تا آخر عمر دست از اين شيوه ي مرضيه برندارم. (2)»

شاعر، ديوان خود را به همه ي آن هايي كه در اين راه ( سرودن شعر ) ياري اش كرده اند ، تقديم كرده است. بر روي جلد كتاب ، طرحي از حرم يا بارگاه مي بينيم كه اگرچه با محتواي مجموعه اشعار مذكور متناسب است، فاقد زيبايي و جذابيت مي باشد. نيز مشخص نشده كه طراحش كيست. اين نكته را هم بگويم كه مدتي ست برخي از ناشران براي صرفه جويي در مخارج نشر و ارزان تر درآوردن كتاب ، از طرح هايي استفاده مي كنند كه لازم نباشد بابت آن ها هزينه اي را متقبل شوند. ناشر در پشت جلد ، 10 عنوان ديگر از ديگر كارهاي اين انتشارات را معرفي كرده كه به اين وسيله ، باز هم از زيبايي ظاهري كتاب كاسته است. حروف انتخاب شده نيز بيش تر مناسب كتاب هاي كودكان است تا بزرگسالان؛ چرا كه از بزرگي چشم گيري برخوردار مي باشد.

   كتاب مورد بحث ، در واقع دو نام دارد : 1- چراغ لاله 2- ديوان خسرو. برگزيدن دو نام براي يك كتاب ، مي تواند مشكلاتي را در امر فهرست نويسي و  كتاب داري به وجود بياورد . البته گاه به دلايلي اين مسئله اجتناب ناپذير به نظر مي رسد كه اين مورد شامل كتاب مذكور نمي شود. در هر حال ، با توجه به شكل و محتواي كلاسيك اشعار ، عنوان دوم كافي بود ؛ به خصوص كه مي دانيم « چراغ لاله » تركيبي تشبيهي است كه از يكي از ابيات اقبال لاهوري ، شاعر پارسي گوي پاكستاني گرفته شده است :

   چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما

   اي جوانان عجم ، جان من و جان شما (3)

   در زير عنوان كتاب ، به تركيب وصفي « غزليات آموزنده » بر مي خوريم . اصولا غزل ، قالب مناسبي است براي اشعار عاشقانه و عارفانه كه البته بعد از مشروطيت ، مضامين اجتماعي و سياسي به طور چشم گيري به آن افزوده شد. (4) شايد بتوان گفت كه از چندين سال قبل از انقلاب اسلامي، برخي غزل ها به تدريج رنگي از حماسه گرفت و با پيروزي انقلاب و سپس در سال هاي جنگ تحميلي پر رنگ تر گشت. (5) به هر روي ، صفت « آموزنده » به معناي رايج آن ( شعر تعليمي ) به غزل نمي چسبد .

   پس از مقدمه ي ناشر كه در چهار صفحه نوشته شده و در آن بر اهميت شعر در اسلام و شعر برخي از شاعران شيعه مذهب تأكيد ورزيده ، به اشعار مي رسيم كه به طور كلي در دو بخش تنظيم گشته است. بخش اول ، خود در 16 قسمت جداگانه تبويب شده كه هر بخش به يكي از معصومين (ع) اختصاص يافته است ؛ به اضافه ي دو بخش ديگر در مدح و مصيبت حضرت زينب ( س ) و حضرت رقيه ( س ) .

   اگر هم چون  قدما بخواهيم تعداد كل ابيات اين ديوان را مد نظر داشته باشيم ، بايد بنويسيم كه به عدد 3316 مي رسيم. (6) در اين مجموعه، انواع شعر كلاسيك را مي توانيم ببينيم : غزل ( 116 تا )، قصيده ( 49 تا )، رباعي ( 35 تا )، مثنوي ( 11 تا )، قطعه (4 تا )، تركيب بند ( 1 قطعه )، و تضمين ( 1 قطعه ). به اين ترتيب در مي يابيم كه غزل، بيش تر از ديگر قالب ها مورد استفاده ي شاعر بوده و به عبارتي ديگر ، شاعر دل بستگي و علاقه ي بيش تري به آن از خود نشان داده است.

   ناگفته نماند كه شاعر در غزل هاي خود ، موفق تر از ديگر انواع شعر است. نيز كم تر به غزلي برمي خوريم كه از 7 يا 9 و يا 10 بيت كم تر باشد . غزلي كه كم ترين تعداد ابيات را داشته باشد ، در اين مجموعه به 6 بيت مي رسد. همين مي رساند كه شاعر اهتمام داشته تعداد ابيات غزل را به حد متعارف و گاه بيش تر برساند. (7) روشن است كه در اين صورت ، گاهي شاعر خود را به تكلف مي افكند تا تعداد ابيات غزل به حد معمول برسد.

   نكته ي مهم در اين مجموعه ، اين است كه هرچند خسرو ، به سرودن شعرهاي مذهبي به معناي خاصش ( مدح ، منقبت و مصيبت چهارده معصوم «ع» ) شهرت دارد ، در اين بخش نتوانسته است از خود هنري نشان دهد. اين گونه اشعارش در اين ديوان نه از تازگي ، نازكي ، لطافت و عمق در محتوا برخوردار است و نه در شكل ، و صرفا تكرار شاعران گذشته مي باشد و از تكان دهندگي اي كه شعر مذهبي بايد به وجود بياورد ، بي بهره مانده است ؛ اما در بخش دوم كه داراي مضامين متنوعي است اعم از پند ، پيري ، جواني ، ستايش از مقام مادر ، ستايش از شهيدان و بسيجيان ، حراست از وطن ، در نكوهش حرص و آز ، توكل و ... ، شاعر در حد خود ، ابيات زيبايي را به نمايش گذاشته است. البته مضامين اشعار بخش دوم ، گاه مناسب قطعه مي باشد تا غزل و گاهي نيز از نظر موضوع به نظر مي رسد جايگاهش در بخش اول است.

   متأسفانه شاعر ، تابع هيچ كدام از سبك هاي كلاسيك شعر فارسي اعم از خراساني ، عراقي ، هندي و امروز نيست؛ ولي گاهي در برخي ابياتش ( شايد در اثر هم نشيني با شعران هندي گوي كه از دوستانش هستند) رگه هايي از سبك هندي ديده مي شود . لطفا دقت كنيد :

   مشكل كسي به خانه ي من ميهمان شود

   چون خون دل به خوان پذيرايي من است

   صبر از غم زمانه چنان كرده ام كه صبر

   انگشت بر دهن ز شكيبايي من است

   مرغي به گوشه ي قفس اين نغمه مي سرود

   يا رب قفس ، جزاي خوش آوايي من است (8)

   گاهي نيز اين شعرها ، كاملا به نظم تبديل مي شود :

    خداوندا كريما بي نيازا / رحيما بي عديلا كارسازا

    و يا : ما ز گنه آوريم عذر به درگاه تو /

    كسي به غير از تو نيست حامي و غم خوار ما

   و يا : ماه شعبان بر آسمان آمد / روشن از پرتوش جهان آمد (9)

   شاعر ، در همه ي انواع شعرهاي اين كتاب ( به جز رباعي ) تخلص خود ( خسرو ) را آورده و البته  گاهي نيز به ضرورت وزن ( خسرونژاد ) تخلص كرده است . (10) آوردن تخلص در پايان شعر و به خصوص غزل ، از اختصاصات شعر قدماست ؛ اما شاعر امروز معتقد است كه شعر ، خودش بايد تخلص خودش باشد ؛ يعني آن چنان در زبان و مضامين مشخص باشد كه بدون تخلص شاعر هم بتوانند دست كم حدس بزنند كه شعر از كيست .

   بيش تر شعرهاي اين مجموعه داراي رديف است ؛ اما رديف هايي از اين دست : آورده ام ، شكند ، مي شنوم ، نبود ، شد ، دارد خديجه ، امشب ، بابا ، يا زهرا ، به خاك ، اي بقيع و ... . به بيان ديگر ، تازگي چنداني در انتخاب رديف ها ديده نمي شود. دل بستگي شاعر به آوردن رديف ، نشان دهنده ي درك درستش از شعر كلاسيك است؛ چراكه رديف در شعر كلاسيك ، هم به تكميل موسيقي آن ياري مي رساند و هم شاعر را در يافتن مضامين راهنمايي مي كند.

   تاريخ سرودن شعرها متأسفانه مشخص نشده است و اگر بخواهيم پيشرفت شاعر را در طول ساليان بسنجيم، موفق نخواهيم شد.

   اينك برخي موارد جزيي ديگر را يادآور مي شوم :

   در بيت :

   با اين كه بود فخردو عالم، اما

   فخريه كند كه  دخترش فاطمه است (11)

   از نظر دستور زبان فارسي « فخريه كردن » درست به نظر نمي رسد .

   در بيت :

   با تبسم مي دهد تسكين، دل مجروح را

   با تحمل ، زخم را « مرحم » گذاري مي كند (12)

   املاي درست كلمه ، « مرهم » مي باشد .

   در بيت :

   آن قدر بر سر راهش بنشينم شب و روز

   به اميدي كه از اين راه گذر خواهد كرد (13)

   مصراع دوم ، جواب مصراع اول را نمي دهد.

   ما هنوز به درستي نمي دانيم كه به كار بردن علامت هاي سجاوندي كه اصالتا در زبان فارسي نبوده است ، در شعرهاي كلاسيك چه وضعيتي دارد . آيا درست است يا خير؟ اما به كار بردن نا به جاي اين علامت ها پذيرفته نيست. تنها به دو مثال اكتفا مي كنم :

   1- از كرمت جرم و ، گناهم ببخش . واضح است كه ويرگول بعد از واو عطف ، زايد است .

   2- ( آتش بر آشيانه ي مرغي نمي زنند. )

   گيرم كه خانه خانه ي خيرالبشر بود (14)

   از پرانتز به جاي گيومه استفاده شده كه نادرست است .

   از ديگر موارد نادرست ميتوان اشاره كرد به : خون بار به جاي خونبار ( ص 9 ) ، اشگ به جاي اشك (ص 10 ) ، بت گر به جاي بتگر ( ص 13 ) ، بنام به جاي به نام ( ص 16 ) و ... .

   ناگفته نماند كه برخي از موارد فوق مي تواند جزو اغلاط چاپي نيز به شمار آيد. متأسفانه اين كتاب هم از بلاي غلط چاپي مصون نمانده است ؛ مثلا : به حق زهرا مگير پرده از كار ما ( ص 9 ) ، ظاهرا كلمه ي «تو» بعد از « پرده » چاپ نشده و وزن مصرع را در هم ريخته است و يا : از او كار اسلام سامان بيگرد (ص 24 ) به  جاي سامان بگيرد و ... .

   در پايان اين مقال ، چند بيت زيبا از يكي از غزل هاي ديوان خسرو مي آورم :

 

   روزي رسد كه جان ِ به تن، استعاره را

   گيرد اجل ز ما و ندانيم چاره را

 

   آهسته ران تو مركب قدرت كه ديده ام

   دنيا پياده مي كند آخر سواره را

 

   اين جا به كار نيك و بد ما چه نسبت است

   تأثير چرخ و گردش ماه و ستاره را ؟

 

   سنجيده گو سخن كه سخن هاي نيشدار

   سوراخ مي كند جگر سنگ ِ خاره را

 

   ساحل هماره سيلي امواج مي خورد

   آسوده نيست آن كه گزيند كناره را (15)

   _____________________________________________________________________

 

   پي نوشت ها :

1-     صد سال شعر خراسان ، علي اكبر گلشن آزادي ، به كوشش احمد كمال پور ، مركز آفرينش هاي هنري آستان قدس رضوي ، چاپ اول : 1373 ، ص 623 .

2-     همان مأخذ و همان صفحه .

3-     اشعار فارسي اقبال لاهوري ، با مقدمه و حواشي محمود علمي ( م. درويش ) ، سازمان انتشارات جاويدان ، چاپ سوم ، 1366 ، ص 3 .

4-     نگاه كنيد به غزل هاي ابوالقاسم لاهوتي ، فرخي يزدي و عارف قزويني .

5-     نگاه كنيد به غزل هاي مهدي اخوان ثالث ، شفيعي كدكني ، منوچهر نيستاني ، سيمين بهبهاني ، حسين منزوي ، عباس صادقي و نيز حسن حسيني ، قيصر امين پور ، نصرالله مرداني و فريد اصفهاني.

6-     تعداد ابيات در بخش اول 1434 و در بخش دوم 1882 بيت مي باشد . در اين محاسبه ، 8 بيت از تضميني كه شاعر از يكي از غزل هاي حضرت حافظ كرده و شاعرش رند شيراز است ، كسر گرديده است.

7-     چراغ لاله يا ديوان خسرو، سيد محمد خسرو نژاد، انتشارات عليزاده، مشهد ، 1374، چاپ دوم، صص 22، 26، 27 .

8-     همان مأخذ ، ص 178 .

9-     همان مأخذ ، صص 8، 9 و 132 .

10-  همان مأخذ ، صص 113، 145 .

11-  همان مأخذ ، ص 15 .

12-  همان مأخذ ، ص 202 .

13-  همان مأخذ ، ص 142 .

14-  همان مأخذ ، ص 40 .

15-  همان مأخذ ، ص 158 .

 

 

از :

روزنامه ي قدس ، س 9 ، ش 2542، دوشنبه 16 / 7 /1375  .