مقاله ها
اين اسم ها از آسمان مي آيند ؟

 

پژوهشي كوتاه درباره ي شيوه هاي نام گذاري

* سيد جلال قيامي ميرحسيني

   و علم آدم الاسماء ( بقره / 31 )

   الاسماء تنزل من السماء ( دهخدا ، علي اكبر ، امثال و حكم ، ج 1 ، ص 233 )

   پژوهش در همه ي زمينه ها حتي آن  ها كه در نظر نخست كم اهميت جلوه مي كنند ، مي تواند فرهنگ ساز باشد و مسايلي را كه در ذهن جمعي خود ، مبرهن و مسلم فرض كرده ايم ، بشكافد و در مواردي ما را به تجديد نظر وادار كند ، اما آن چه مي خوانيد، به اعتقاد صاحب اين قلم، بيش تر از نظر طرح يا طرح مجدد موضوع ، در خور توجه است و شايد كم تر تحقيق علمي به معناي خاص آن باشد ، چرا كه نه بناي من بر اين بوده و نه بضاعت علمي اش را داشته ام.

   نكته ي ديگر اين كه نخست بنا داشتم وارد مباحثي شامل شيوه هاي نام گذاري خيابان ها و كوچه ها ، واحدهاي تجاري ، افراد و كتاب ، شعر و مقاله بشوم ؛ اما با نگاه دقيق تر و با عنايت به اين كه موضوع تحقيق هرقدر كوچك تر باشد ، به شيوه ي علمي نزديك تر است و به خصوص بي سرمايگاني چون من ، آسان تر بدان دست مي يابند ، ياداشت هاي مربوط به نام گذاري كتاب ، شعر و مقاله را حذف كردم ؛ به ويژه براي اين كه موضوعات اخير با موضوعات نخست كه بيش تر اجتماعي هستند ، كم تر تناسب دارد و جاي آن است كه در مباحث ادبي مطرح شود و هم اين كه باخبر شدم يكي از استادان ادبيات فارسي، مقاله اي مستوفا درباره ي نام گذاري كتاب در دست تحرير دارند . اميدوارم پژوهندگاني نيز كمر همت بسته ، نام گذاري شعر و مقاله را به ما بياموزند.

   نام گذاري خيابان ها و كوچه ها :

   در اين باره بايد بگويم هنوز هيچ شيوه ي مشخص و واحدي در سطح كشور ايران اتخاذ نكرده ايم تا امر نام گذاري خيابان ها معقول و حساب شده و در جهت هدفي خاص باشد و اين ، نه تنها از نظر مسايل به سازي شهر و توسعه ي فرهنگي جور در نمي آيد ؛ بلكه راه يابي شهروندان را هم دشوار مي سازد. مراد از اين نام گذاري ها بايد چند چيز باشد :

1-     تشخص و تمايز خيابان ها و كوچه ها از هم و در نتيجه ي آن ، راهنمايي و سر در گم نشدن مردم در رفت و آمدها.

2-     حفظ يك نواختي بافت شهري و مشخص كردن يك محدوده ي جغرافيايي درون شهري.

3-     به نمايش گذاشتن نظم و ترتيب لازم در امور شهري و القاي همين عادت به مردم .

   درباره ي نكته ي اول ، شايان يادآوري است كه همانند بسياري از كشورهاي غربي مي توان از شماره گذاري به جاي نام گذاري بهره گرفت كه در اين صورت ، بسياري از نكاتي كه هنگام نام نهادن اهميت مي يابند ، موضوعيت خود را از دست مي دهند . افزون بر اين ، بايد دانست كه اين شيوه اصولا با روحيات ملي و رواني و فرهنگي ما سازگار نمي نمايد و بيش تر ممكن است حكايت گر زندگي صنعتي و ماشيني باشد و مناسب مردمي است كه اين نوع از زندگي را با همه ي تبعاتش به گونه ي اصولي و خودجوش پذيرفته اند.

   از طرفي نام گذاري هاي مشابه، خود، ممكن است از اين تمايز و راهيابي جلوگيري كنند يا دست كم در وصول آن ، اختلال به وجود بياورد. بهتر آن است كه اداره ي مربوط ، از نام گذاري هاي مشابه خودداري كند. البته گاه با اضافه كردن نام خيابان يا كوچه به صفتي ، سعي مي كنيم اين مشكل را بر طرف سازيم ؛ اما اين خود چه بسا كژ آفريني ديگري به ارمغان بياورد و آن ، نارسايي مفهوم و سخيف و گاه توهين آميز بودن معناست . به اين نمونه ها توجه كنيد : سعدي شرقي ، سعدي غربي – حافظ شمالي ، حافظ جنوبي -  مولوي شرقي ، مولوي غربي و... .

   اگر بخواهيم از طريق نام گذاري خيابان ها و كوچه ها افتخارات تاريخي و كنوني جامعه را پيش چشم بياوريم ، بايد بدانيم كه : اولا ، بهتر است از نام هايي استفاده كنيم كه مورداحترام و محبت و اعتقاد بيش ترين مردم است و نه گروه هايي خاص ؛ زيرا شهر ، خيابان و خلاصه كشور از آن ِ گروه خاصي نيست ؛ بلكه به عموم ملت تعلق دارد.

   ثانيا ، اين نام ها بايد جلوه گر عظمت فرهنگ ايران و اسلام باشد و هم چون چراغي فراراه همگان به ويژه جوانان نورافشاني كند و به آن ها درس عشق ، فداكاري و دانش اندوزي را بياموزد .

   ثالثا، بهتر است در اين نام گذاري ها از مشاهير و مفاخر همان شهر، بيش تر استفاده شود .

   رابعاً ، نظم ، درسي است كه بايد آموخت و آموزاند . هر گوشه ي شهر و خيايبان و نام گذاري در آن ها بايد نمودار اين مهم باشد تا همه ي مردم ، خود به خود به نظم كه اهميتش بر كسي پوشيده نيست ، عادت كنند.

   واحدهاي تجاري :

   يكي از حكيمان بزرگ چين گفته است : " روزي اگر زمان اصلاح جامعه را به من بسپارند ، نخست زبان ايشان را اصلاح مي كنم ". (1) دكتر محمدرضا شفيعي كدكني در كتاب گران قدرش " مفلس كيميا فروش " در باب شناوري زبان در كشورهاي از پيشرفت بازمانده، مي نويسد :" ما بايد به يك قانون مندي عام در تاريخ اجتماعي سرزمين ايران توجه داشته باشيم ، قانوني كه شايد تاكنون كسي به آن كوچك ترين توجهي نكرده است و يكي از مباني عمده ي جامعه شناسي ادبيات ايران و شايد هم يكي از اصول كلي شناخت ادوار تاريخي ايران است . در جامعه ي برخوردار از تربيت دموكراسي ، كلمات را به راحتي نمي توان شناور كرد . كلمات مانند انسان ها حيثيت خاص خود را دارند و كل جامعه است كه مي تواند در باب سرنوشت مفهومي كلمات تصميم بگيرد. بنابراين، اگر كسي كشيش است ، شما در چنان جامعه اي نمي توانيد به راحتي او را " اسقف اعظم " يا بالاتر خطاب كنيد . هم او ناراحت مي شود و هم جامعه شما را از بابت تجاوز به حدود كلمات مورد شماتت قرار خواهد داد. بر همين قياس ، كلماتي از نوع " استاد " و " دانشمند" و " فيلسوف " و " صاحب قران " و " تيمسار" و امثال آن . اما در جامعه ي استبدادي (2)، مسايل برعكس جريان دارد . شما جاي هر كلمه را با همسايه هاي آن و با مدارج بالاي آن به راحتي مي توانيد عوض كنيد ، نه مخاطب شما از اين بابت احساس شرمساري خواهد كرد و نه جامعه، شما را مورد انتقاد قرار خواهد داد كه اين كسي را كه تو مثلا فلان عنوان را به او داده اي ، داراي چنين مقامي نيست. تجاوز به حريم كلمات در جامعه ي استبدادي چنان راحت انجام مي شود كه...؟" (3)

    به اعتقاد حقير ، اين شناوري زبان را در نام گذاري هاي مرسوم در جامعه ي خودمان مي بينيم و محال است كسي از اين امر آگاهي داشته باشد و با خواندن اين گونه اسامي به لبخند طنزآلود برخاسته از درد ، دچار نشود : پوشاك سجاد ، سوپر گوشت رضا ، ساعت سازي حافظ ، كله پزي ايمان ، چلوكباب ياس ، چلوكباب ابوريحان ، چلوكباب امام ، چلوكباب ابوذر ، طلاجات خيام ، جگر فروشي اميد ، سوپر گوشت وليٌ عصر ، روكش عدل ، آرايشگاه عدل و... .

   شما را به خدا كدام رابطه ي معنايي ِ منطقي بين سوپرگوشت بارضا يا وليٌ عصر وجود دارد ؟ كدام رابطه ي معنايي منطقي بين چلوكباب با امام يا ابوريحان يا ابوذر يا ياس وجود دارد ؟ كدام رابطه ي معنايي منطقي ميان پوشاك و سجاد ، ساعت سازي و حافظ ، كله پزي و ايمان ، جگر فروشي و اميد وجود دارد ؟ كدام رابطه ي مفهومي پذيرفته بين طلاجات و خيام موجود است ؛ خيامي كه فارغ از همه ي تعلقات ِ اين دنيايي و آن دنيايي بوده است؟ كدام رابطه ي مفهومي ِ پذيرفته ميان معناي والا و دشوار عدل و آرايشگاه يا روكش يافت مي شود؟ (4) بايد به مردم آموخت كه در اين نوع نام گذاري ها ، به رابطه ي معنايي و منطقي مضاف و مضاف اليه بينديشند و الا تركيبي مي شود كه مرده شور تركيبش را ببرد! براي مثال به اين نام ها توجه كنيد : چلوكباب سالم ، تاكسي تلفني بلد . ذوق سالم ، زيبايي اين نام ها را مي پذيرد و درك مي كند ؛ چرا كه تناسب معنايي و منطقي مضاف و مضاف اليه در آن ها آشكار است. برخي نيز در اين نام گذاري ها از واژگان وارداتي غربي استفاده مي كنند كه جا دارد براي حفظ فرهنگ ايراني – اسلامي از اين گل كاشتن هاي لوس و مسخره و بي ربط پرهيز كنند . به عنوان مشتي از خروار توجه كنيد : عكاسي اينورسال ، آب ميوه - بستني لوكس طلايي. (5)

   گفتني ست كه بايد ضمن اصلاح و سالم سازي اين گونه طبايع از طريق آموزش هاي غير مستقيم ، مسئولان امر نيز با شيوه هاي اداري ، جلو اين طور نام گذاري ها را بگيرند.

   نام گذاري فرزندان :

   درباره ي اين مسئله ي مهم ، در فرهنگ اسلامي ما توصيه هايي آمده و از قول معصومان (ع) نقل شده است كه : بر فرزندان خود ، نام نيكو بگذاريد . (6) تاكنون نام نامه هايي نيز منتشر شده كه در آن ها نام هاي مناسب و گاه ريشه يابي و معاني آن ها همراه با مشخص كردن زباني كه آن نام متعلق بدان است ، آمده است. شايد كامل ترين اين كتاب ها " پژوهشي در نام هاي ايرانيان معاصر" تأليف دكتر عبدالكريم به نيا باشد . (7) بايد توجه داشت كه هيچ كدام از اين پژوهش ها كافي به نظر نمي رسد و هركدام كمبودهايي دارد و هنوز جاي يك تحقيق جانانه ي علمي در اين باره خالي ست. باري ، در آخرين بخش اين مقاله ، آن چه در اين مورد به نظر بنده مي رسد ، چنين است :

1-     از نام هاي اروپايي و بيگانه ( به غير از برخي نام هاي عربي كه ارتباط عميق مذهبي مي يابند ) بايد پرهيز كرد ؛ زيرا جز نشانه ي بي سوادي ، بي فرهنگي و يا شيفتگي احمقانه در برابر غرب و غريبه ، هيچ وجه ديگري ندارد. چنين شيوه اي ، بيماري غرب زدگي را از طرق نامحسوس و پنهاني به روح فرزندان منتقل مي كند كه اين نيز انگيزه اي مي شود براي بيگانگي آنان از فرهنگ خودي.

2-     انتخاب نام هايي كه معناي زيبا يا مناسبي ندارند ، ستمي فاحش است نسبت به فرزندان ؛ نيز رابطه ي پنهاني و رواني نام انسان را با شخصيت فرد و الهامي كه هركس مي تواند به نفع سازندگي خود از محتواي نامش بگيرد و انگيزه اي براي اصلاح خويشتن قرار دهد ، از بين برده ، گاه رابطه ي معكوس ايجاد مي كند و دل آزردگي هميشگي و زخم روحي را براي او سبب مي گردد . (8)

3-      تا جايي كه ممكن است اسامي برگزيده بايد ساده ( در مقابل مركب ) و مختصر باشند ؛ چرا كه كاربرد آن ها آسان تر است.

4-     در گزينش نام فرزندان ، خوب است به جنبه هاي موسيقيايي و آساني اداي آن ها دقت داشته باشيم.

5-     در اين مورد به تفاوت هاي ناشي از نوع جنسيت بايد اعتنا كنيم و نام را مناسب هر كدام از دو جنس مذكر و مؤنث به گونه اي برگزينيم كه با شنيدن آن ها ، دختر يا پسر بودنش به خوبي مشخص شود.

6-     مأموران ثبت احوال بايد از آموزش هاي كافي برخوردار باشند و نام ها را به دقت ثبت كنند تا ضمن اين كه فرزندان در آينده دچار مشكل از اين نظر نشوند ، واژگاني غلط را رواج ندهند . (9)

7-     بعضي خوش دارند كه نام شناس نامه اي جدا از نام متعارف داشته باشند . چنين پنداري نادرست است و احتمال دارد از نظر رواني ، نوعي حالت دو شخصيتي در صاحبان چنين نام هايي ايجاد كند. گاه نيز ممكن است از نظر سهولت ارتباط با ديگران ، دشواري هايي را به بار بياورد . (10)

   منابع و يادداشت ها :

1-     محمدرضا شفيعي كدكني ، مفلس كيميافروش ، انتشارات سخن ، چاپ اول ، ص 92 .

2-     برداشت من از جامعه ي استبدادي ، صرفا جامعه اي نيست كه حكومتي مستبد از نظر شكل سياسي داشته باشد ؛ بلكه بيش تر جامعه اي است كه از نوعي تفكر استبدادي سنتي كه ريشه در تاريخ آن ملت دارد ، برخوردار است .

3-     مفلس كيميا فروش ، صص90،91 .

4-     بيش تر اين نام هاي مورد بحث ، در گذر از خيابان هاي مشهد ، يادداشت برداري شد .

5-     اسامي مورد بحث ، باز هم از روي تابلوهاي واحدهاي تجاري در خيابان هاي مشهد نوشته شد .

6-     فليحسن احد كم اسم ولده : وسائل الشيعه ، ج15، ص 122 ؛ و نيز در بحارالانوار از قول پيامبر اكرم (ص) نقل شده است : ج 104 ، ص 130 .

7-     در اين جابرخي منابع ديگر را در اين زمينه معرفي مي كنيم : حسابي ، محمود ، نام هاي ايراني . شاهين ، داريوش ، فرهنگ برگزيده ي نام هاي ايراني . عباسي ، محمد ، فرهنگ نام هاي ايراني . فره وشي ، بهرام ، نام هاي ايراني . گشتاسپ پور پارسي ، مهربان ، گنجينه ي نام هاي ايراني . نخعي ، حسين ، نام نامه.  يكتايي ، مجيد ، نام گذاري با نام هاي ايراني .

8-     دوستي مي گفت : من براي دخترم ، نام لطيف و زيبايي برگزيده ام تا در آينده، آن كسي كه مي خواهد با او زندگي كند ، از صدا زدن نامش هم لذت ببرد .

9-     در سال هاي اخير ، از طرف اداره ي ثبت احوال ، كتاب چه يا دستورعملي در اين مورد براي كارمندان مربوط منتشر شده كه خود از نظر تعداد اندك نام هاي آمده در آن و نيز عدم دقت به نكات زيبايي شناختي ، قابل تأمل بسيار است.

10-  برخي از آن چه درباره ي نام گفتيم ، درباره ي نام خانوادگي نيز صادق است.

 

روزنامه ي قدس ، س نهم ، ش 2506 ، دوشنبه ، 5/6/1375 ، ص 9.